موضوعات = ایران پژوهی بر پایه اسناد مکتوب و غیر مکتوب تاریخی
تعداد مقالات: 14
تحول حیات فرهنگی و اجتماعی ایران مطالعه موردی از خلال جنگ جهانی دوم

تحول حیات فرهنگی و اجتماعی ایران مطالعه موردی از خلال جنگ جهانی دوم

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 آذر 1404

https://doi.org/10.30481/psa.2025.555840.1104

حسین روحانی صدر، عبدالله ساجدی، نظام علی دهنوی

چکیده تحول حیات فرهنگی و اجتماعی ایران در خلال جنگ جهانی دوم (۱۳۱۸–۱۳۲۴ش) را می‌توان یکی از مقاطع کلیدی در گذار جامعه ایرانی از سنت به مدرنیته دانست. این پژوهش با اتکا به روش تاریخی ـ تحلیلی و بر پایه‌ مطالعات اسنادی و مطبوعاتی، در پی پاسخ به این پرسش است که: حضور متفقین در ایران چگونه موجب بازتعریف ساختار فرهنگی و اجتماعی کشور شد؟ فرضیه پژوهش بر این مبناست که اشغال نظامی ایران و تماس مستقیم با نیروهای بیگانه، اگرچه در سطح سیاسی استقلال کشور را محدود ساخت، اما در سطح اجتماعی و فرهنگی به ایجاد نوعی تحرک ساختاری در نهادهای آموزشی، رسانه‌ای و سبک زندگی شهری انجامید. تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که جنگ جهانی دوم، بستر شکل‌گیری گفتمان تازه‌ای از نوسازی فرهنگی و بازآرایی روابط اجتماعی را فراهم آورد؛ گفتمانی که در آن، مفاهیمی چون سواد، نظم شهری، نقش زن در جامعه و مفهوم «ترقی» بازتعریف شدند. درنتیجه، می‌توان این دوره را نقطه عطفی در تاریخ فرهنگی ایران دانست که گذار از سنت به مدرنیته را شتاب بخشید.

تحول مفهوم حجیت در اسناد ایران: از مشروعیت شرعی تا اعتبار قانونی در پرتو تاریخ حقوق و علم آرشیو

تحول مفهوم حجیت در اسناد ایران: از مشروعیت شرعی تا اعتبار قانونی در پرتو تاریخ حقوق و علم آرشیو

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 آذر 1404

https://doi.org/10.30481/psa.2025.555626.1103

محمدرضا امیری نیا

چکیده چکیده

پژوهش حاضر سیر تاریخی و نهادی مفهوم «اعتبار سند» در ایران را بررسی می‌کند و گذار آن را از مشروعیت شرعی و اعتماد شخصی در محاضر سنتی تا اعتبار قانونی و فناورانه در نظام‌های ثبت و دیجیتال معاصر تبیین می‌نماید. یافته‌ها نشان می‌دهد که اعتبار اسناد در ایران صرفاً محصول قانون‌گذاری نیست، بلکه نتیجه‌ی تداوم فرهنگی و اجتماعی «اعتماد» است که در طول زمان از سطح فردی به نهادی و سپس فناورانه تحول یافته است. در مراحل نخست، مشروعیت اسناد بر پایه‌ی منزلت اخلاقی و دینی علما و معتمدان محلی استوار بود و سند به‌منزله‌ی ابزار اخلاقی و مذهبی اعتماد اجتماعی عمل می‌کرد. با اصلاحات اداری دوره قاجار و تمرکز اقتدار حقوقی در دولت، مشروعیت از حوزه‌ی شخصی و عرفی به ساختار بوروکراتیک انتقال یافت و «اعتماد نهادی» پدید آمد. تصویب قانون ثبت اسناد و املاک در سال ۱۳۱۰ش این تحول را تثبیت کرد و اسناد رسمی را به مبنای قطعیت حقوقی و آرشیوها را به حافظه‌ی نهادی اعتماد بدل ساخت. در عصر دیجیتال، مرحله‌ای تازه با عنوان «اعتماد فناورانه» شکل گرفته است که در آن، مشروعیت از انسان به سامانه و از محضر به پلتفرم منتقل می‌شود. بااین‌حال، بنیان فرهنگی اعتماد – یعنی نیاز انسان به اطمینان اخلاقی – همچنان پابرجاست. این پژوهش با روش توصیفی–تحلیلی و بهره‌گیری از داده‌های تاریخی، فقهی و جامعه‌شناختی نشان می‌دهد که تحول اعتبار اسناد در ایران بازتاب پیوند ماندگار میان مشروعیت، اعتماد و حافظه‌ی نهادی است؛ پیوندی که از محضر سنتی تا بستر دیجیتال امتداد یافته است.

<span lang=AR-SA>چالش‌های حقوقی تجارت بندر بوشهر در دورۀ قاجار با تکیه‌بر اسناد کنسولی بریتانیا (</span><span lang=FA>۱۹۱۱</span><span lang=FA>–</span><span lang=FA>۱۹۱۳</span><span lang=AR-SA>م/ </span><span lang=FA>۱۲۹۰</span><span lang=FA>–</span><span lang=FA>۱۲۹۲</span><span lang=AR-SA>ش)</span>

چالش‌های حقوقی تجارت بندر بوشهر در دورۀ قاجار با تکیه‌بر اسناد کنسولی بریتانیا (۱۹۱۱۱۹۱۳م/ ۱۲۹۰۱۲۹۲ش)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 شهریور 1405

https://doi.org/10.30481/psa.2026.252043

کبری مهدی نسب، فرهاد رستمی قهفرخی

چکیده این مقاله به بررسی چالش‌های حقوقی تجارت در بندر بوشهر در واپسین سال‌های دورۀ قاجار می‌پردازد و تمرکز اصلی آن بر اسناد کنسولی بریتانیا در فاصلۀ ۱۹۱۱-۱۹۱۳م (۱۲۹۰-۱۲۹۲ش) است. مسئلۀ اصلی پژوهش، واکاوی ماهیت اختلافات حقوقی تجاری، نحوۀ مداخلۀ کنسولگری بریتانیا در این دعاوی و تأثیر مناسبات سیاسی زمانه بر شکل‌گیری و محتوای اسناد کنسولی است. روش پژوهش، تاریخی-تحلیلی با رویکرد سندپژوهی و تحلیل کیفی محتواست. جامعۀ آماری پژوهش را اسناد کنسولی بریتانیا در بندر بوشهر تشکیل می‌دهد که در این مقاله، یک سند شاخص سه‌برگی به‌صورت مطالعۀ موردی بررسی شده است. این سند مشتمل بر گزارش‌هایی دربارۀ دعاوی تجاری، اختلافات گمرکی، مطالبات مالی و نحوۀ حمایت کنسولگری از اتباع و منافع بریتانیاست. بررسی محتوای سند نشان می‌دهد که ضعف ساختار حقوقی و قضایی دولت قاجار در بنادر جنوبی، همراه با رقابت‌های سیاسی و اقتصادی قدرت‌های خارجی، به‌ویژه بریتانیا، زمینۀ تولید و کارکرد چنین اسنادی را فراهم کرده است. یافته‌های پژوهش حاکی نشان می‌دهد که اسناد کنسولی افزون بر ارزش اداری و حقوقی، بازتاب‌دهندۀ مناسبات نابرابر قدرت و ابزاری برای اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی در ساختار تجارت بندری ایران بوده‌اند.

<span lang=AR-SA>معماری و پوشش زنان در نگاره‌های کمال‌الدین بهزاد </span><span dir=RTL lang=AR-SA>(بررسی تطبیقی با تأکید بر محدودیت‌های بازنمایی در نسخه‌های مصور دورۀ تیموری)</span>

معماری و پوشش زنان در نگاره‌های کمال‌الدین بهزاد (بررسی تطبیقی با تأکید بر محدودیت‌های بازنمایی در نسخه‌های مصور دورۀ تیموری)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 شهریور 1405

https://doi.org/10.30481/psa.2026.539545.1091

زهرا نبی زاده کوکیا، آزیتا بلالی اسکویی

چکیده نگاره‌های ایرانی، به‌ویژه آثار کمال‌الدین بهزاد، همواره به‌عنوان منابع بصری ارزشمندی در شناخت واقعیت‌های تاریخی ازجمله سبک زندگی، نوع پوشش، معماری و غیره بوده‌اند. این پژوهش با هدف تبیین ارتباط میان پوشش زنان و ویژگی‌های کالبدی فضاهای معماری در نگاره‌های بهزاد انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش این است که چه رابطه‌ای میان نوع پوشش زنان و ویژگی‌های معماری در نگاره‌های بهزاد وجود دارد؟ روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و رویکرد آن کیفی است. جامعۀ آماری تحقیق، 13 نگارۀ منسوب به کمال‌الدین بهزاد است. یافته‌ها نشان دادند که میان پوشش زنان در نگاره‌ها و نوع فضاهای معماری، ارتباطات محدودی وجود دارد. این ارتباط عمدتاً در برخی اشتراک‌های رنگی میان پوشش و عناصر معماری مشاهده شد، به‌گونه‌ای که در برخی نگاره‌ها هماهنگی رنگی میان لباس شخصیت‌ها و رنگ‌های به‌کاررفته در فضاهای معماری مشاهده می‌شود. بااین‌حال، در سایر شاخص‌ها مانند فرم پوشش، نقوش تزئینی لباس‌ها نسبت به عناصر معماری ارتباط قابل‌توجهی مشاهده نگردید. به نظر می‌رسد حضور هم‌زمان پوشش و معماری در نگاره‌ها بیشتر شامل تمایلات نگارگر، تابع بیان هنری و داستان‌محور بودن آثار است تا بازنمایی دقیق واقعیت‌های اجتماعی آن دوران.

<span lang=FA>سیر تطور دفاتر مالی در نظام دیوانسالاری ایران از قرن چهارم هجری تا اواخر دورۀ قاجار</span>

سیر تطور دفاتر مالی در نظام دیوانسالاری ایران از قرن چهارم هجری تا اواخر دورۀ قاجار

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 شهریور 1405

https://doi.org/10.30481/psa.2026.252141

الهه محبوب

چکیده یکی از مسائل مهم در تبیین دیوان‌سالاری ایران، بررسی سازمان مالی و حسابداری آن در قرون گذشته است. این سازمان تحت عنوان «استیفا» تغییر و تحولات خاصی داشته است. تحقیق بر روی هرکدام از اجزای آن می‌تواند به شناخت نظام مالی و اقتصادی ایران کمک نماید. یکی از مواردی که کمتر به آن پرداخته‌شده است، دفاتر مالی در دیوان‌سالاری ایران است. اینکه این دفاتر چه بوده‌اند و چه تغییراتی به لحاظ تعداد، نوع و کارکرد داشته‌اند، مسئله اصلی این بررسی است. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی این دفاتر و تقسیم‌بندی موضوعی آن از قرن چهارم تا اواخر دورۀ قاجار است. جامعۀ آماری موردمطالعه را غالباً منابع رسایل سیاق و استیفا و اسناد تشکیل می‌دهند. این مقاله به روش توصیفی-تاریخی تدوین ‌یافته است. نتایج نشان می‌دهد که تعداد دفاتر در بازۀ زمانی موردنظر تغییریافته و بیشترین تعداد مربوط به قرن چهارم هجری و کمترین مربوط به قرن دوازده هجری و دورۀ افشاری است. به لحاظ کارکرد، دفاتر را می‌توان به دفاتر ثبت درآمد، دفاتر ثبت هزینه و دفاتری که به‌صورت جزئی‌تر به ثبت درآمد و هزینه ولایات اختصاص داشتند، تقسیم کرد. البته برخی دفاتر برای پیش‌بینی بودجه تدوین می‌شدند که این مسئله در دورۀ قاجار آشکارتر بود. برخی از این دفاتر همچون روزنامچه و اوارجه در تمامی دوره‌ها وجود داشتند و برخی دیگر مخصوص یک دوره بوده یا در سایر دفاتر ادغام‌ شده‌اند. بررسی موضوعی دفاتر نشان می‌دهد که سازمان مالی ایران از روند منظمی برای ثبت محاسبات مالی پیروی می‌کرده است.

شاگردی نویافته از شمار شاگردان میرداماد

شاگردی نویافته از شمار شاگردان میرداماد

دوره 3، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 63-80

https://doi.org/10.30481/psa.2025.465660.1061

کاظم استادی

چکیده میرداماد (متوفی 1040ق) عالمِ ذی‌فنون دورۀ صفویه و از نسل علمای جبل عامل و مرعش در شام است که به ایران مهاجرت نموده‌اند. او دارای تألیفات گوناگونی است و شاگردان متعدد و قابل‌توجهی را پرورش داده و سالیان زیادی در چند شهر محل اقامت خود (خراسان، قزوین و اصفهان)، تدریس معقول و منقول داشته است؛ هرچند که بسیاری از شاگردان او ناشناخته مانده‌اند. اکنون و در دورۀ معاصر که بسیاری از نسخه‌های خطی، تصحیح و منتشر شده‌اند و غالب نوشتجات خود میرداماد نیز در معرض توجه قرار گرفته‌اند، می‌توان ضمن پژوهش‌هایی در برخی اوراق پراکنده و تک‌نگاری‌ها و نیز یادداشت‌ها و حاشیه‌های نسخ خطی موجود، شواهد و اطلاعاتی را به دست آورد که به‌وسیلۀ آن‌ها، برخی دیگر از شاگردان میرداماد، شناسایی و معرفی گردند. در پژوهش حاضر، ضمن معرفی برخی از نسخه‌های خطی آثار میرداماد در کتابخانه شخصی شیخ محمد خاتون عاملی (متوفی 1059ق) و دیگر کتابخانه‌ها، به تجزیه و تحلیل برخی داده‌های به‌دست‌آمده پرداخته می‌شود تا ضمن آن، وضعیت شاگردی یکی از عالمان هم‌دورۀ میرداماد، یعنی ابن‌خاتون مورد تأمل قرار گیرد. در بررسی‌های انجام‌شده، مشخص شد که شیخ محمد خاتون (پیشوای دولت قطب‌شاهیان) با میرداماد ارتباط داشته و به نظر می‌رسد که شاگرد او بوده است.

مشهد در بحران: گزارش‌های محرمانه کنسولگری بریتانیا (۱۹۰۸ م / ۱۳۲۶ق)

مشهد در بحران: گزارش‌های محرمانه کنسولگری بریتانیا (۱۹۰۸ م / ۱۳۲۶ق)

دوره 3، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 97-115

https://doi.org/10.30481/psa.2025.515630.1079

فرهاد رستمی قهفرخی

چکیده در ۱۳۲۶ق/ ۱۹۰۸م، شهر مشهد یکی از مهم‌ترین مراکز مذهبی و سیاسی ایران، درگیر بحران‌هایی بود که بازتابی از تحولات مشروطه، ضعف حاکمیت مرکزی و دخالت قدرت‌های خارجی به‌ویژه بریتانیا به شمار می‌آمد. پژوهش حاضر با تکیه‌بر گزارش‌های محرمانۀ کنسولگری بریتانیا در مشهد می‌کوشد به این پرسش‌های اصلی پاسخ دهد: 1. بحران‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مشهد در این سال چه بودند و چه عواملی در بروز آن‌ها نقش داشتند؟ 2. کنسولگری بریتانیا چگونه این بحران‌ها را تحلیل کرده و چه نقش یا مداخلاتی در تحولات داشته است؟ 3. این اسناد چه تصویری از رابطه بین روحانیت، مردم، حاکم محلی و دولت مرکزی ارائه می‌دهند؟ این پژوهش بر پایۀ تحلیل محتوای گزارش‌های آرشیوی وزارت امورخارجه بریتانیا و با روش توصیفی‌-تحلیلی به بررسی وضعیت شهر مشهد در این برهه می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که کنسولگری بریتانیا به‌عنوان ناظر فعال، نه‌تنها تحولات را ثبت و تحلیل نموده، بلکه در برخی موارد در هدایت یا تشدید آن‌ها نقش داشته است. اسناد موردبررسی، نمایی منحصربه‌فرد از تقابل قدرت‌های داخلی و خارجی در آستانه حرم امام رضا(ع) ارائه می‌دهند.

بررسی تحلیلی نوع و کارکردهای موقوفات ولایت بارفروش در دورة صفوی و زند؛ با تکیه بر اسناد وقفی (۱۰۶۵ -۱۲۰۳ ق.)

بررسی تحلیلی نوع و کارکردهای موقوفات ولایت بارفروش در دورة صفوی و زند؛ با تکیه بر اسناد وقفی (۱۰۶۵ -۱۲۰۳ ق.)

دوره 3، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 158-140

https://doi.org/10.30481/psa.2026.566511.1109

فرشید نوروزی، حمیدرضا آریانفر

چکیده هدف این پژوهش تبیین نوع و کارکرد موقوفات ولایت بارفروش در دورة صفوی و زند، و تحلیل جایگاه اجتماعی واقفان آن است. پرسش اصلی پژوهش این است که موقوفات ولایت بارفروش در فاصلة سال‌های ۱۰۶۵ تا ۱۲۰۳ ق. -1788-1654م. چه تنوعی داشته‌اند، چه نیاتی را دنبال می‌کرده‌اند و این الگوها چه نسبتی با ساخت اجتماعی واقفان داشته است. پژوهش حاضر از روش سند پژوهی و رویکرد تاریخ اجتماعیِ نهاد وقف بهره می‌گیرد و مجموعه‌ای از وقف‌نامه‌های برجای‌مانده از واقفان ولایت بارفروش را مبنای تحلیل قرار می‌دهد. این اسناد شامل موقوفات گروهی از پیشه‌وران، صاحبان عناوین دینی- اجتماعی و نیز یک زن واقف است. یافته‌ها نشان می‌دهد که موقوفات ولایت بارفروش از نظر نوع، گسترة قابل توجهی از زمین، دکان، حمام، باغ، خانه و عمارت را در بر می‌گیرد و از نظر نیت نیز میان امور آیینی (اطعام عزاداران حسینی)، آموزشی (تأمین هزینة مدارس علوم دینی و طلاب)، خدمات مذهبی (تعمیر و روشنایی امامزادگان و مساجد) و نیازهای شهری تنوعی چشمگیر دارد. تحلیل زمانی اسناد بیانگر آن است که در دورة صفوی، وقف بیشتر در اختیار گروه‌های صاحب‌عنوان و وابسته به نهادهای دینی بوده و محوریت آن بر امور آیینی و حمایتی قرار داشته است؛ در حالی که در دورة زند، پیشه‌وران و تجار سهم بیشتری یافته و وقف به سازوکاری مهم برای پشتیبانی مالی از آموزش دینی و نگهداری بناهای شهری تبدیل شده است. نتیجه‌گیری پژوهش تأکید می‌کند که وقف در بارفروش، افزون بر کارکرد عبادی، نقشی پایدار در سامان‌دهی خدمات مذهبی، آموزشی و شهری داشته است.

گورنوشته‌ای نویافته از صحرای پوشنج داراب، شاهدی بر حیات اجتماعی این شهر در سدۀ نهم هجری

گورنوشته‌ای نویافته از صحرای پوشنج داراب، شاهدی بر حیات اجتماعی این شهر در سدۀ نهم هجری

دوره 3، شماره 1، تیر 1403، صفحه 22-37

https://doi.org/10.30481/psa.2025.420975.1065

عمادالدین شیخ الحکمائی، میرزامحمد حسنی

چکیده این مقاله به معرفی سنگ ‌مزاری نویافته از قبرستان صحرای پوشنج داراب، مربوط به سدۀ نهم هجری (877ق) و همزمان با حکومت اوزون حسن آق‌قویونلو می‌پردازد. متوفی فردی به نام مَلِک مُوید البازگیر است. بازگیر می‌تواند شکل تغییریافتۀ «باژگیر» و «باجگیر» باشد که شغلی دیوانی و مرتبط با گردآوری مالیات بوده است، اما به‌احتمال قوی‌تر این کلمه اشاره به‌نام «ایل بازگیر» دارد که در نواحی غربی ایران ساکن هستند. در منابع تاریخی گزارشی مبنی بر حضور افرادی از این ایل در نواحی جنوبی ایران در دست نیست. سؤال اصلی پژوهش، بررسی هویت تاریخی فرد متوفی در داراب، به استناد متون تاریخی است. با توجه به‌عنوان «مَلِک» در مقابل نام متوفی، دو فرضیه دربارۀ دلیل حضور این فرد در داراب مطرح شد. نخست این‌که پس از تسلط اوزون حسن بر لرستان و شکست «شاه رستم» یکی از ملوک «اتابکان لُر کوچک» فرد متوفی به‌عنوان یکی از بزرگان دربار حکمران لُر به داراب فرستاده یا تبعید شده باشد. فرضیه دوم با توجه به اتفاقات رخ‌داده در دورۀ دیگر حکمران لرستان (شاه حسین)، پدر شاه رستم مطرح شده است. این حکمران در 873ق در همدان و طی جنگ با افرادی از ایل بهارلو به قتل می‌رسد. احتمال حضور صاحب‌منصبانی از ایل بهارلو در دورۀ قراقویونلو در فارس پیش از دورۀ صفویه نیز مطرح شده است. بر این اساس، احتمال دارد فرد متوفی در جنگ حکمران لُر با بهارلوها در همدان به اسارت آنان درآمده و به داراب فرستاده شده باشد. این سنگ مزار به‌عنوان سندی ارزشمند بر تعیین تاریخ تقریبی پایان حیات سیاسی، اجتماعی شهر دارابجرد و آغاز حیات اجتماعی شهر داراب نیز موردبررسی قرارگرفته است. در این پژوهش ضمن خوانش کتیبه‌های گورنوشته، با روش تاریخی تطبیقی، با بررسی کتابخانه‌ایِ منابع تاریخی در شناسایی هویت تاریخی فرد متوفی تلاش شده است.

بررسی جایگاه قورخانه در ساختار تشکیلات نظامی دوره قاجار

بررسی جایگاه قورخانه در ساختار تشکیلات نظامی دوره قاجار

دوره 3، شماره 1، تیر 1403، صفحه 38-59

https://doi.org/10.30481/psa.2025.490228.1070

مهدی خانی زاده

چکیده در دورۀ قاجار، مناقشات ارضی با کشورهای همسایه و وجود ناامنی‌های داخلی، باعث شده بود تا دولت اصلاحاتی در ساختار ارتش به وجود آورد. این پژوهش با رویکرد آرشیوی، تحلیلی و استفاده از اسناد آستان قدس رضوی در بازه زمانی 1268-1292ق قصد دارد به بررسی ساختار تشکیلاتی قشون قاجار بپردازد. سؤال پژوهش حاضر عبارت است از این‌که ساختار تشکیلات قشون قاجاریه و جایگاه قورخانه در این ساختار چگونه بود؟ پیشینه پژوهش نشان می‌دهد که در این رابطه، تحقیقی صورت نگرفته است. مبنی بر یافته‌های پژوهش، قشون ایران در این دوره باوجود ناکارآمدی، از یک نظام منسجمی برخوردار بوده است که بر اساس آن به چهار بخش سواره، پیاده، توپخانه و قورخانه تقسیم می‌شدند. این تشکیلات، جزئی از یک ساختار هرمی بزرگ‌تر بود که متشکل از خوانین قاجار، سواره غلام پیشخدمت رکابی و ولایتی و در ردیف‌های بعد، رسته نظام، مرکب از پیشکاران و پیشتازان، رسته سربازان مرکب از فوج‌های پیاده‌نظام و در انتها، رسته خارج نظام، مرکب از دسته‌های کوچک سواره و پیاده محلی بود. قورخانه در این ساختار در شاخه پیشتازان و وظایفی ازجمله تهیه، ساخت و تعمیر سلاح و تدارکات را بر عهده داشت و از دو بخش ارباب مناصب و صنایع تشکیل می‌شد و پرداخت مواجب و اجرت‌های آنان به شیوۀ صدور برات بود.
در دورۀ قاجار، مناقشات ارضی با کشورهای همسایه و وجود ناامنی‌های داخلی، باعث شده بود تا دولت اصلاحاتی در ساختار ارتش به وجود آورد. این پژوهش با رویکرد آرشیوی، تحلیلی و استفاده از اسناد آستان قدس رضوی در بازه زمانی 1268-1292ق قصد دارد به بررسی ساختار تشکیلاتی قشون قاجار بپردازد. سؤال پژوهش حاضر عبارت است از این‌که ساختار تشکیلات قشون قاجاریه و جایگاه قورخانه در این ساختار چگونه بود؟ پیشینه پژوهش نشان می‌دهد که در این رابطه، تحقیقی صورت نگرفته است. مبنی بر یافته‌های پژوهش، قشون ایران در این دوره باوجود ناکارآمدی، از یک نظام منسجمی برخوردار بوده است که بر اساس آن به چهار بخش سواره، پیاده، توپخانه و قورخانه تقسیم می‌شدند. این تشکیلات، جزئی از یک ساختار هرمی بزرگ‌تر بود که متشکل از خوانین قاجار، سواره غلام پیشخدمت رکابی و ولایتی و در ردیف‌های بعد، رسته نظام، مرکب از پیشکاران و پیشتازان، رسته سربازان مرکب از فوج‌های پیاده‌نظام و در انتها، رسته خارج نظام، مرکب از دسته‌های کوچک سواره و پیاده محلی بود. قورخانه در این ساختار در شاخه پیشتازان و وظایفی ازجمله تهیه، ساخت و تعمیر سلاح و تدارکات را بر عهده داشت و از دو بخش ارباب مناصب و صنایع تشکیل می‌شد و پرداخت مواجب و اجرت‌های آنان به شیوۀ صدور برات بود.

کارکردهای فرعی قهوه‌خانه‌های اصفهان در دهۀ 1320ش/ 1940

کارکردهای فرعی قهوه‌خانه‌های اصفهان در دهۀ 1320ش/ 1940

دوره 3، شماره 1، تیر 1403، صفحه 60-72

https://doi.org/10.30481/psa.2025.496324.1072

عبدالمهدی رجائی

چکیده یکی از مهم‌ترین محل تجمعات مردم در جوامع شرقی، قهوه‌خانه‌ها محسوب می‌شوند. این مکان‌های عمومی دارای دو کارکرد اصلی و فرعی هستند. کارکرد اصلی آن‌ها عرضه چای و قلیان و قهوه است، اما کارکردهای فرعی در طی زمان متنوع بوده است. زمانی نقالی و پرده‌خوانی در قهوه‌خانه‌ها برقرار بوده و در زمان‌های بعد نصب گرامافون، رادیو، تلویزیون و اخیراً وایفای باعث جلب و جذب مشتری در قهوه‌خانه‌ها می‌گردد. پرسش پژوهش حاضر عبارت است از این‌که در دهۀ 1320ش، کارکردهای فرعی قهوه‌خانه‌های اصفهان چه بوده است؟ یعنی صاحبان قهوه‌خانه از چه روش‌هایی به جلب و جذب مشتری می‌پرداختند؟ پژوهش حاضر با مراجعه به اسناد دریافتی از سازمان اسناد ملی و به روش توصیفی-تحلیلی، بر مبنای مطالعات کتابخانه‌ای، چند کارکرد فرعی ازجمله اجرای تئاتر، عملیات آکروبات ورزشی، عرضه و استعمال تریاک، فروش مشروبات الکلی و درنهایت فعالیت‌های حزبی و صنفی را به‌عنوان کارکردهای فرعی یا غیرمعمول قهوه‌خانه‌ها معرفی می‌نماید. با نگاهی به پژوهش‌هایی که در دهۀ اخیر درباۀ قهوه‌خانه‌ها صورت گرفته است، این مقاله امیدوار است با اسناد تازه‌یابی که در اختیار می‌گذارد بتواند صفحه دیگری به تاریخ قهوه‌خانه‌ها بیفزاید.

نگاهی به انتخابات مجلس شورای ملی در دورۀ حکومت پهلوی (مطالعه موردی؛ گیلان)

نگاهی به انتخابات مجلس شورای ملی در دورۀ حکومت پهلوی (مطالعه موردی؛ گیلان)

دوره 3، شماره 1، تیر 1403، صفحه 149-162

https://doi.org/10.30481/psa.2025.477718.1063

فریدون شایسته

چکیده پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش است که آیا انتخابات مجلس شورای ملی در دورۀ سلطنت پهلوی (پدر و پسر) مطابق قانون اساسی مشروطه صورت گرفت یا خیر؟ در این مقاله با استفاده از اسناد، خاطرات و دیگر منابع پژوهشی تاریخی، تلاش می‌گردد تا به این سؤال پاسخ داده شود. هدف تحقیق و اهمیت آن در این است که مشخص شود رژیم مدعی سلطنت مشروطه تا چه اندازه نه در ادعا، بلکه در عمل مجری قوانین مشروطه بوده است. یافته‌ها و نتایج تحقیق می­تواند چهرۀ رژیم سلطنتی پهلوی را به‌عنوان یک حکومت دموکراتیک یا اتو­کراتیک به جامعه بشناساند. از دورۀ ششم تا بیست و چهارم در دورۀ حکومت سلسلۀ پهلوی صورت گرفته است. پرسش اصلی انتخابات مجلس این است که آیا انتخابات مجلس، بر اساس قانون مشروطه، بیانگر نقش تعیین‌کنندۀ مردم در تعیین سرنوشتشان بوده است و یا قوۀ مجریه سعی می‌نموده قوۀ مقننه را از ابتدا تحت کنترل خود درآورد؟

جایگاه باسعیدو در مناسبات ایران و انگلیس

جایگاه باسعیدو در مناسبات ایران و انگلیس

دوره 2، شماره 2، دی 1402، صفحه 109-129

https://doi.org/10.30481/psa.2024.466080.1062

احمد بازماندگان خمیری

چکیده با آغاز قرن 19م، رویکرد سیاسی-نظامی بریتانیا نسبت به خلیج‌فارس دگرگون شد. آن دولت برای گسترش نفوذ در خلیج‌فارس، مناطقی را تحت سلطه درآورد. باسعیدو در جزیره قشم، ازجمله مراکزی بود که برای بیش از یک قرن در تصرف بریتانیا قرار داشت. در 1312ش، یک ناو ایرانی وارد باسعیدو شد و پرچم بریتانیا را پایین کشید. این واقعه بعدها زمینه­ساز خروج بریتانیا از باسعیدو شد. پژوهش حاضر درصدد است با رویکردی توصیفی-تحلیلی و به روش اسنادی به این پرسش پاسخ دهد که باسعیدو چه جایگاهی در مناسبات ایران و انگلیس داشت و چه عواملی سبب خروج انگلیسی‌ها از آنجا شد؟ یافته­های پژوهش نشان می­دهد، انگلیس در دوره قاجار از درگیری­های ایران در شمال با روس­ها سود جست و باسعیدو را اشغال کرد. در دوره پهلوی اول با پایین آوردن پرچم بریتانیا در باسعیدو توسط نیروی دریایی ایران، بحرانی در روابط دو کشور به وجود آمد که سبب چالش­های دیگری در منطقه برای انگلستان شد. از یک‌سو، شیوخ متحد بریتانیا در توانایی و قدرت لازم آن دولت برای حفظ امنیتشان دچار تردید شدند و از سوی دیگر، نسبت به مسئولیت­پذیری بریتانیا در خصوص افراد تحت حمایتش تردیدهای جدی بروز کرد. نمایندگان بریتانیا در خلیج­فارس کوشیدند به شیوه‌های گوناگون این موضوع را حل و فصل کنند. اختلاف‌نظر بین سفارت بریتانیا در تهران و دولت هندبریتانیا سبب شد تا لندن نتواند سیاستی منسجم و یکپارچه در این خصوص اتخاذ کند و این موضوع یکی از عوامل خروج بریتانیا از باسعیدو شد.

موقوفات زنان ولایت آمل و مصارف آن در دورة قاجار با تکیه‌بر اسناد وقفی (1344-1210 ق)

موقوفات زنان ولایت آمل و مصارف آن در دورة قاجار با تکیه‌بر اسناد وقفی (1344-1210 ق)

دوره 2، شماره 2، دی 1402، صفحه 164-185

https://doi.org/10.30481/psa.2024.461496.1060

حمیدرضا آریان فر، فرشید نوروزی

چکیده واقفان زن در بین گروه­های مختلف جامعة ایران که با انگیزه­های متفاوت به وقف توجه داشته­اند، همواره از اهمیت خاصی برخوردارند. این گروه اجتماعی با وقف اموال خود و با نیات مختلف، نقش مهمی در پاسخ به نیازهای جامعه و منشأ خدمات فراوان علمی، فرهنگی، رفاهی، بهداشتی در هر عصری بوده‌اند. تحلیل محتوای مندرجات اسناد موقوفات و وقف­نامه­های برجای‌مانده زنان از جنبة تصویرسازی حضور و مشارکت آنان در امور اجتماعی دورة قاجار (1344-1210ق)، حائز اهمیت است. پژوهش حاضر به دنبال آن است تا با بررسی مندرجات اسناد وقف­نامه­ها[1]، انواع و نیات موقوفات زنان ولایت آمل در دورة قاجار‌ را تحلیل‌ نماید. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی و آماری، با تکیه‌بر مندرجات اسناد موقوفات و استفاده از برخی منابع تاریخی و تحقیقات معتبر است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که زنان واقف آملی دارای نیات مذهبی و اجتماعی بوده و موقوفاتشان را برای مصارفی چون عزاداری، خیرات و امور عام‌المنفعه، امور طلاب و مدارس علوم دینی در نظر گرفته‌اند. زنان واقف ولایت آمل از حیث خاستگاه اجتماعی اغلب مرتبط با گروه‌های اعیان و بزرگان محلی، تجار و بازاریان، علمای دینی و زمین‌داران بوده و از این‌رو، نوع موقوفات آنان از جنس زمین، خانه مسکونی، دکان و باغ بوده است. موقعیت اجتماعی زنان واقف این دوره، وابسته به موقعیت اجتماعی پدران یا همسرانشان (عمدتاً ملا، آخوند، میرزا، بیگ، سردار، آقا و آقابزرگ)، قرار داشته‌‌ است.