دوره و شماره: دوره 5، شماره 1 - شماره پیاپی 9، مهر 1405 
تعداد مقالات: 5

کالبدشکافی مطالبات سیاسی- اجتماعی مشروطه خواهان اورموی ( با تاکید بر روزنامه فریاد )

صفحه 6-22

https://doi.org/10.30481/psa.2026.567211.1113

محسن مومنی، توحید ملک زاده دیلمقانی

چکیده در اوایل قرن بیستم میلادی، جنبش مشروطه‌خواهی در ایران، خواهان برقراری عدالت و تقسیم قدرت در جامعۀ قاجاری بود. این جنبش جهانی که در عثمانی و سایر ممالک آسیایی و حتی در روسیه هم منجر به تحولات سیاسی-اجتماعی گردید، در ایران نیز در شاکلۀ سیاست، توازن قدرت و حاکمیت قانون دگرگونی‌هایی ایجاد کرد. در طی این تغییر و تحولات به سبب عدم یکدست بودن مطالبات مردمی و مقاومت هیئت حاکمه برای تعدیل قدرت مطلقه خود، تنش‌های مسلحانه در حد جنگ داخلی بین ملیون و دولتیان به وقوع پیوست که باعث به حاشیه رفتن اصول اولیه مشروطه‌خواهی شد. پژوهش حاضر با روش و رویکرد توصیفی-تحلیلی در پی آن است تا بر اساس تحلیل محتوای مطالب نشریۀ فریاد، مطالبات مشروطه­خواهان ارومیه را بیان نماید. سؤال اصلی پژوهش، بر اساس مطالب نشریۀ فریاد این است که مشروطه‌خواهان ارومیه چه مطالباتی داشتند و خواسته‌های مشروطه‌خواهان ارومیه در طول زمان چه تغییراتی یافت؟ یافته‌های پژوهش حاضر نشان می‌دهد مردم ارومیه از همان اوایل مشروطه‌خواهی همچون سایر مردمان آذربایجان و سراسر ایران درخواست‌های اساسی چون آزادی، حریت، حق و حقوق ملی و غیره داشتند که این درخواست‌ها در نشریۀ فریاد ارومیه انعکاس یافت، اما به‌تدریج با تضعیف اقتدار دولتی و طغیان عشایر مرزنشین، درخواست‌های مشروطه­طلبانۀ اهالی ارومیه به درجه چندم مطالبات مردمی نزول کرد و به‌تدریج اولویت مطالبات، حفظ امنیت گردید.

بررسی ساختار دفاتر سررشته جمع و خرج دوره قاجار (1316-1252ق)

صفحه 23-61

https://doi.org/10.30481/psa.2026.573291.1114

مهدی خانی زاده

چکیده اسناد به‌ عنوان یکی از مهم‌ترین منابع پژوهشی، از اهمیت و ارزش فراوانی در تحقیقات تاریخی برخوردار هستند و حکایت‌کننده تحولات یک جامعه انسانی محسوب می‌شوند. هدف این پژوهش،طرح مباحث جدید راجع به دفاتر سررشته جمع و خرج به عنوان یکی از انواع دفاتر دیوانی دوره قاجار از دو منظر ساختار ظاهری و محتوایی می باشد. روش پژوهش حاضر از نوع آرشیوی تحلیلی است که از بررسی 15065صفحه از اسناد موجود در مرکز اسناد آستان قدس رضوی به دست آمده است. محدوده زمانی اسناد فوق 1316-1252قمری می باشد. در این پژوهش سعی شده تا با طرح مسئله در رابطه با محتوا و شیوه تنظیم این دفاتر،‌ به پرسش‌های این پژوهش، پاسخ دهد. پیشینه پژوهش نشان می‌دهد که تاکنون راجع به دفاتر سررشته، پژوهش مستقلی صورت نگرفته است. اهمیت این اسناد از آن جهت است که با بررسی آن‌ها می‌توان اطلاعات مفیدی در رابطه با نظام دیوانی دوره میانی قاجارها به دست آورد. یافته‌ها نشان می‌دهد که تنظیم این دفاتر از نظم خاصی برخوردار بوده است. این دفاتر، دارای دو فصل اوارجه و توجیهات و مقررات می باشد. فصل اوارجه به دو بخش ابواب المال و ارباب التحاویل و التحاصیل تقسیم می شود. در زیر مجموعه ابواب المال، مالیات ها و سایر الوجوه قرار دارد. بخش مالیات شامل درآمدهای حاصل از محل ایلات، احشامات و ولایات می شد. ولایات در زیر مجموعه ممالک آذربایجان،خراسان،گیلان، مازندران، عراق و فارس قرار داشتند. در بخش سایر الوجوه، فروعات ولایات و دیگر وجوه قرار می گرفتند ارباب تحاویل و تحاصیل نیز، شامل تحویلداران بیوتات سلطنتی و تحصیلداران مالیاتی می شد. فصل توجیهات و مقررات، مخارج دیوانی را شامل می شد که بر مبنای آن، برات صادر می گردید. بخش مقررات نیز با سه قسمت ایلات، ولایات و متفرقه حاوی رونوشت فرامین شاهان به عنوان مستندات هزینه ها می آمد.

بازخوانی کنش‌های وقفی زنان در آمل و بابل عصر پهلوی اول با تکیه بر اسناد وقفی(1319-1305ش)

صفحه 62-81

https://doi.org/10.30481/psa.2026.593376.1125

فرشید نوروزی، یعقوب تابش

چکیده وقف‌نامه‌ها از مهم‌ترین منابع برای شناخت الگوهای مالکیت، کنش‌های اقتصادی و مشارکت مذهبی زنان در جوامع محلی به شمار می‌روند. با وجود این، الگوی کنش‌های وقفی زنان، نوع موقوفه و نیات آنان در شهرهای آمل و بابل طی دوره پهلوی اول تاکنون بر پایه وقف‌نامه‌ها کمتر بررسی شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل کنش‌های وقفی زنان و تبیین ابعاد اقتصادی، مذهبی و اجتماعی آن، با روش توصیفی–تحلیلی و رویکرد تاریخی–اجتماعی انجام شده است. داده‌های پژوهش از هفت وقف‌نامه زنان مربوط به سال‌های ۱۳۰۵ تا ۱۳۱۹ش استخراج و با استفاده از تحلیل محتوای کیفی بررسی شده است.
یافته‌ها نشان می‌دهد که زنان واقفِ مورد مطالعه عمدتاً املاک شخصی یا موروثی خود، شامل اراضی زراعی، خانه، دکان و سهام مشاع از املاک روستایی را وقف کرده‌اند که بیانگر برخورداری آنان از حق تملک و اختیار در تصرف دارایی‌های خویش است. تحلیل نیات واقفان نشان می‌دهد که محور مشترک تمامی وقف‌نامه‌های مورد مطالعه، تأمین مالی و استمرار آیین‌های عزاداری حضرت سیدالشهدا(ع) بوده است؛ به‌گونه‌ای که عمده منافع موقوفات به برگزاری عزاداری، تعزیه، روضه‌خوانی و اطعام عزاداران اختصاص یافته و تنها در برخی اسناد، مصارف عام‌المنفعه نیز در کنار نیات مذهبی پیش‌بینی شده است.
نتیجه پژوهش نشان می‌دهد که در محدوده اسناد بررسی‌شده، وقف برای زنان واقف آمل و بابل صرفاً کنشی عبادی نبوده، بلکه ابزاری برای مشارکت در حیات مذهبی و اجتماعی، پشتیبانی مالی از مناسک دینی و تثبیت نقش آنان در جامعه محلی به شمار می‌رفته است.

بررسی اسنادی شکل‌گیری رادیو و تلویزیون شهر اصفهان (1322-1376ش)

صفحه 82-103

https://doi.org/10.30481/psa.2026.599185.1126

مجید غلامی، سید مسعود سیدبنکدار

چکیده رسانۀ ملی استانی به‌عنوان یکی از نهادهای تأثیرگذار در تحولات فرهنگی و اجتماعی، نقش مهمی در گسترش اطلاع‌رسانی ایفا کرده است. باوجود این، سؤال اصلی پژوهش آن است که مکان‌ها، ساختمان‌ها و ایستگاه‌های ارسال و پخش برنامه‌های رادیو و تلویزیون وابسته به سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در شهر اصفهان از پیش از انقلاب اسلامی تا زمان افتتاح شبکۀ استانی اصفهان، بر چه اساس و در چه نقاطی از شهر استقرار یافته‌اند و این استقرار چه نقشی در توسعۀ اطلاع‌رسانی و شکل‌گیری برنامه‌های محلی و منطقه‌ای داشته است؟ روش تحقیق، کیفی و از نوع تاریخی–تحلیلی با رویکرد اسنادی است. برای گردآوری داده‌ها از اسناد رسمی، گزارش‌های تاریخی، منابع آرشیوی و همچنین نقشه‌ها و تصاویر مرتبط با دورۀ زمانی موردنظر استفاده‌شده و تحلیل داده‌ها با روش توصیفی–تحلیلی و با هدف بازسازی روند تاریخی استقرار فضاهای رسانه‌ای انجام گرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که فضاهای رسانۀ ملی در اصفهان، ضمن ایفای نقش فنی و تولیدی، بستری برای تقویت ارتباطات اجتماعی فراهم کرده‌اند و درعین‌حال زمینه‌ساز شکل‌گیری زیرساخت‌های رسانه‌ای پایدار برای توسعۀ فرهنگی استان بوده‌اند. نتیجۀ پژوهش حاکی از آن است که الگوی استقرار مکانی و گسترش تاریخی این فضاها نه‌تنها تابعی از الزامات فنی پخش و ملاحظات امنیتی–اداری بوده، بلکه به‌تدریج به عاملی مؤثر در مرکزیت‌بخشی به تولیدات رسانه‌ای محلی و بازتولید هویت فرهنگی–منطقه‌ای در اصفهان تبدیل شده است. این نتیجه می‌تواند در سیاست‌گذاری‌های آیندۀ توسعۀ شبکه‌های استانی و همچنین در مطالعات تاریخی رسانه در ایران کاربرد داشته باشد.

انگیزه‌های سیاسی-ایدئولوژیک محمدرضا پهلوی در تأمین مالی آینه‌کاری حرم علوی بر پایه اسنادی نویافته (۱۳۲۹-۱۳۳۰ش)

صفحه 104-126

https://doi.org/10.30481/psa.2026.584802.1121

مصطفی لعل شاطری، پیمان ابوالبشری

چکیده پژوهش حاضر به بررسی اهداف محمدرضا پهلوی در تأمین هزینه‌های آینه‌کاری حرم امام علی(ع) از طریق بهره‌گیری از دارایی‌های آستان قدس رضوی می‌پردازد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و بر پایۀ مجموعه سندی منتشرنشده با عنوان «پرداخت مخارج آینه‌کاری حرم مطهر حضرت علی(ع) از محل درآمد آستان قدس» سامان یافته است. پرسش محوری مقاله این است که چرا شاهی با سبک زندگی فاصله‌گرفته از هنجارهای دینی، هزینه آینه‌کاری بارگاه امام علی(ع) را از عواید آستان قدس رضوی تأمین کرد؟ یافته‌ها نشان می‌دهد که در بازۀ زمانی ۱۳۲۹-۱۳۳۰ش، از حیث توازن قدرت، یکی از دشوارترین دوره‌های مشروعیت و مقبولیت سلطنت پهلوی دوم بود. دولت مصدق و فضای ناشی از جنبش ملی شدن نفت، ابتکار عمل سیاسی شاه را محدود ساخت. در چنین موقعیتی، محمدرضا پهلوی در اقدامی نمادین آینه‌کاری حرم امام علی(ع) را موردتوجه قرار دارد تا در پی آن نیاز به بازسازی رابطه با تشیع و زمینه‌های خلق پادشاه شیعه در عرصۀ ملی و فراملی را فراهم سازد. در این بین آستان قدس رضوی با ثروت انباشتۀ نسبی، ساختار اقتصادی ویژه و موقعیت نهادی‌ که تولیت آن در پیوند با سلطنت تعریف می‌شد، موردنظر قرار گرفت و بخش عمده‌ای از هزینه‌های مربوط به چنین اقدامی توسط این نهاد تأمین شد. پهلوی دوم در پی آن بود از مجرای یک نهاد وقفی، هم عملی آشکار در حمایت از مقدس‌ترین مکان شیعی انجام دهد و هم در سطح نمادین، چهره‌ای از «پادشاه شیعه» را بازسازی کند. همچنین، این تصمیم می‌توانست برای نهاد روحانیت و افکار اقشار مذهبی یادآور آن باشد که مهم‌ترین نهاد وقفی شیعه در شبکۀ اقتدار سلطنتی حضوری مؤثر دارد. در این معنا، پهلوی دوم بر آن بود تا یک پروژۀ هنری-مذهبی را به ابزاری برای ترمیم و بازسازی تصویر سلطنت (خلق مشروعیت و مقبولیت) تبدیل نماید.