دوره و شماره: دوره 2، شماره 2، دی 1402، صفحه 1-185 (پاییز و زمستان 1402) 
تعداد مقالات: 10

واکنش بریتانیا در مقابل راهزنی و ناامنی در جاده‌های قائنات و سیستان (1318-1336ق/ 1918-1900م)

صفحه 5-23

https://doi.org/10.30481/psa.2023.421852.1044

مینا معینی، مرتضی نورائی

چکیده در دو دهه ابتدایی قرن بیستم میلادی، حوادثی همچون انقلاب مشروطه و جنگ جهانی اول، سبب وقوع بحران‌های سیاسی و اجتماعی در حیات سیاسی و اجتماعی حکومت قاجار شد که بارزترین نتیجه آن، افزایش ناامنی در جاده‌ها و مسیرهای ارتباطی سراسر کشور بود. این مسئله، هم برای اتباع ایران و هم خارجیانی که از این راه‌ها رفت‌وآمد می‌کردند و مال‌التجاره‌های خود را حمل می‌نمودند، بسیار مشکل‌ساز شد. در این میان، ناامنی در منطقه قائنات و سیستان که از قرن نوزدهم میلادی موردتوجه کشورهای استعمارگر، به‌ویژه بریتانیا قرارگرفته بود، بیش‌ازپیش اهمیت یافت. بریتانیا به سبب اهداف و منافع مهمی که در هند داشت، ناگزیر به نفوذ در مناطق شرقی ایران شد تا بدین‌وسیله از مستعمره ارزشمندش در مقابل روسیه دفاع کند، اما به دنبال افزایش ناامنی و راهزنی در جاده‌های این مناطق، بریتانیایی‌ها با چالش جدیدی روبرو شدند. ازآنجاکه سیستان و قائنات در مسیر مهم‌ترین راه‌های تجاری و ارتباطی جنوب شرق قرار داشتند و در این دوره اهمیت ویژه‌ای در معادلات نیروهای خارجی یافتند، در این پژوهش تلاش شده ناامنی‌ها و غارت‌ها در مسیرهای ارتباطی این مناطق و واکنش بریتانیا در قبال آن، موردبررسی قرار گیرد. پژوهش حاضر با تکیه‌بر اسناد و منابع کتابخانه‌ای و روش توصیفی-تحلیلی تلاش دارد به بررسی موضوع بپردازد. مبنی بر یافته‌ها، به نظر می‌رسد که راهزنی‌ها، همواره کاروان‌های ایرانی و خارجی را مورد تهدید قرار می‌داده و خسارت‌های عمده‌ای به مردم محلی و اتباع خارجی وارد می‌آورده و در مقابل بریتانیایی‌ها برای دفاع از اتباع خویش به مقابله با اشرار و سارقین و ایجاد امنیت در منطقه می‌پرداختند، هرچند که گاهی بر اساس منافعشان، خود به تحریک راهزنان دست می‌زدند. نتیجه‌گیری عبارت است از این‌که بریتانیا در برخورد با مسئله امنیت در منطقه قائنات و سیستان رفتاری دوگانه و متضاد داشت. به این معنا که هم به سرکوب راهزنان می‌پرداخت و هم با حمایت و استفاده از آنان تلاش می‌کرد به اهداف و مقاصد موردنظر خود دست یابد.

بررسی منشأ نسخه‌های خطی وقفی اسدالله خاتون عاملی(متوفی بعداز 1067ق) به آستان قدس رضوی

صفحه 24-44

https://doi.org/10.30481/psa.2024.422865.1048

کاظم استادی

چکیده در 1067ق، 400 نسخه خطی توسط اسدالله خاتون وقف آستان قدس رضوی شده است. این مجموعه، بزرگ‌ترین کتابخانه واگذارشده به این کتابخانه تا قبل از واگذاری 700 نسخۀ خطی نادرشاه افشار (م1160ق) در 1145ق است (که از جنگ هندوستان به ایران منتقل نموده بود) می‌باشد. اکنون مناسب است پژوهشی دربارۀ این کتابخانه و واقف آن انجام شود و این مسائل پرسیده شوند که: فهرست نسخ خطی اسدالله خاتون، شامل چه اطلاعاتی است؟ آیا از احصاء و بررسی این نسخ، می‌توان اطلاعاتی پیرامون واقف یا منشأ کتابخانۀ وقفی او به دست آورد؟ نام و نسب واقف در یادداشت‌های وقفی نسخه‌های واگذارشده، با این عبارت آمده است «الواقف اسدالله ابن شیخ محمد مؤمن (المشتهر بابن‌خاتون المشهدی عاملی)». پرسش دیگر این است که آیا او نسبتی با شیخ محمد خاتون (م 1059ق) پیشوای دولت عبدالله قطب‌شاه جنوب هند دارد و ممکن است که این نسخ خطی وقفی، متعلق به کتابخانه شخصی او بوده باشند؟ در بررسی‌های پژوهش حاضر، مشخص شد که چهارصد نسخه وقفی به آستان قدس رضوی، از آنِ علامی فهامی شیخ محمد بن خاتون هستند که توسط فرزندش، وقف آستان قدس رضوی شده است. او حدود 20 سال از دوره 46 ساله حکومت شیعی سلطان عبدالله قطب‌شاه، پیشوا و نواب سلطنت حیدرآباد بوده است. محمد خاتون شاگرد شیخ بهائی و میر محمد مؤمن استرآبادی بوده و حوزۀ درسی قابل‌توجهی در جنوب هند تشکیل داد.

توصیف اسناد متنی-کاغذی در سطح ردیف/زیرردیف

صفحه 45-59

https://doi.org/10.30481/psa.2024.422048.1045

غلامرضا عزیزی، حمید سلیم گندمی، آناهیتا نظری

چکیده در پژوهش حاضر کوشش شده است تا ضمن بررسی فهرست‌نویسی چندسطحی آرشیوی، روش و راهکارهای فهرست‌نویسی اسناد در سطح ردیف و زیرردیف بنا به قواعد و استانداردهای آرشیوی ارائه شود. در فهرست‌نویسی چندسطحی ممکن است توصیف در سطوح مختلف از قبیل توصیف در سطح سندگان (فوند)، توصیف در سطح ردیف (سری)‌، توصیف در سطح پرونده (فایل) و یا توصیف در سطح فقره (آیتم) وجود داشته باشد. برای نیل به این مقصود، استانداردهای آرشیوی (نظیر ایساد-جی: استاندارد عمومی توصیف آرشیوی، داکس: استاندارد محتوایی توصیف آرشیوی، مَد 3: دستنامه قواعد توصیف مواد آرشیوی، رَد: قواعد توصیف آرشیوی) شناسایی شد. آنگاه با مطالعه این استانداردها قواعد مشترک فهرست‌نویسی چندسطحی آن‌ها استخراج شد. با عنایت به نزدیکِ شش دهه (جمعاً) تجارب نویسندگان در آرشیو ملی ایران، قواعد مشترک استخراج‌شده با مقتضیات بومی کشوری و نیز قواعد سازمانی همسان‌سازی گردید. سپس راهکارهای عملیاتی‌سازی آن قواعد در توصیف اسناد مختلف ارائه شد. در این راستا، کاربرگه‌ای طراحی و همراه با راهنمای تکمیل آن به معاونت اسناد سازمان اسناد و کتابخانه ملی تحویل داده‌ شد که موردپذیرش و استفاده برای تنظیم و توصیف اسناد در آرشیو ملی ایران قرار گرفت. این پژوهش مشخص نمود، استفاده از روش توصیف چندسطحی ضمن تسهیل در شناسایی موجودی اسناد آرشیوی (به‌ویژه در مراکزی با حجم ورودی بالای اسناد) و سرعت در شناسایی و بازیابی آن‌ها، برای توصیف پرونده‌های تشکیل‌شده در نظام اداری ایران در دوران گذشته و حتی پرونده‌های جاری موجود در آرشیو ملی، کارساز می‌باشد. از این‌رو، در سایر مراکز آرشیوی-اسنادی قابل الگوبرداری و استفاده است.

استقرار فرم خاص عُرِضَ‌نویسی در دوره صفوی

صفحه 60-73

https://doi.org/10.30481/psa.2024.430835.1050

امید رضایی

چکیده ازجمله متصدیان امور دینی و قضائی دوره صفوی که پس از سال‌ها فعالیت در حوزه نگارش و تصدیق و بررسی حقوقی قباله‌ها، برحسب نیاز جامعه و تقاضای اطرافیان اثری به نام رساله دستور (شروط) نوشت، قوام محمد شیرازی است. در این رساله از نوع سجل (تصدیق) خاص با عنوان «عُرِضَ‌‌نوشتن» که در میان قضات شیراز و نایبان مرسوم بوده به‌اختصار سخن رفته است، چنانکه درباره طرز نگارش و تدوین آن مطلبی ارائه نکرده است. پژوهش حاضر بر آن است تا با روش تحلیلی توصیفی مبنی بر اسناد منتشره در قالب کتاب و مقاله و منابع آرشیوی، ضمن اعتبارسنجی روایت شیرازی، طرز نگارش و تدوین این نوع سجل خاص بر وثایق شرعی (قباله‌ها) را بررسی نماید. یافته‌های این پژوهش نشان داد که منظور از عُرِضَ نوشتن استفاده از کلمه «عُرِضَ ... عَلَیَّ» به طرز گرافیکی در سجل عالی‌ترین مقامات صفوی مستقر در اصفهان بوده نه قضات شیراز. این سجل اقتدار و تمایز صدور، شیخ‌الاسلام و نائب‌الصدر را از سایر فقها در اصفهان دوره صفوی برای معاصران و آیندگان یادآور می‌شود.

مطالعه‌ای در اسناد موقوفه حاتم‌بیگ اردوبادی، تنها وزیر اعظم واقف آستان قدس رضوی در عصر صفوی

صفحه 74-90

https://doi.org/10.30481/psa.2024.435889.1051

زهرا طلائی

چکیده حاتم‌بیگ اردوبادی، از رجال برجسته عصر صفوی بود که به جزء مناصب اداری متعدد، به دو مقام عالی در دربار دست‌یافت. او در ابتدا مستوفی‌ الممالک و سپس اعتمادالدوله شاه‌عباس شد و از 1000 ق و تا زمان مرگ، در این جایگاه بود. اصطلاح «موقوفه اعتمادالدوله» در اسناد آستان قدس رضوی ما را به وجود موقوفه‌ای رهنمون می‌نماید که در دیگر منابع تاریخی مطلبی درباره آن نیامده است. کاربرد عنوان «اعتمادالدوله» برای موقوفه در اسناد، این فرض را تقویت می‌کند که واقف را باید در میان وزیر اعظم‌های دربار صفوی شناسایی نمود. بنابراین، با طرح چند پرسش به بررسی اسناد پرداخته شد. شناسایی واقف و این‌که ‌موقوفه در چه سالی ایجاد شده است. همچنین، رقبات وقف و مصارف آن از سؤالاتی هستند که با بررسی 907 شماره اموالی سند و منابع تاریخی، از دوره صفوی تا پهلوی و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، درصدد پاسخ به آن برآمدیم. ازجمله یافته‌های مطالعه این بود که واقف حاتم‌بیگ اردوبادی است و رقبات وقفی او، مزرعه‌های حاتم‌آباد، شاه‌فیل و قاسم‌آباد هستند که برای نگهداری و تعمیرات گنبد، روشنایی و دستمزد کارکنان گنبد وقف شده است، اما از وقف‌نامه اثری یافت نشد. همچنین، سیر اسناد نشان می‌دهد نام واقف و نام مزرعه حاتم‌آباد با گذشت زمان به فراموشی سپرده شده‌اند و نام واقفان دیگری در اسناد برای دو رقبه از این موقوفه ثبت ‌شده است. اسناد جزئیاتی از اداره رقبات توسط آستان قدس رضوی در موضوع دریافت عایدات، هزینه کرد درآمدها، تعمیرات و رسیدگی به شکایات مستأجران و ساکنین مزارع و تعیین حدود و ثبت آن‌ها ارائه می‌دهند. در پایان این‌که علاوه‌بر جزئیات ذکرشده، آشکار می‌شود رقبات وقفی حاتم‌بیگ اگرچه دچار تغییرات و تحولاتی شده‌اند، اما همچنان در ضبط آستان قدس رضوی هستند و مطابق قوانین اداره می‌شوند.

تبیین و بررسی ویژگی‌ مهرها در اسناد دوره افشاریه

صفحه 91-108

https://doi.org/10.30481/psa.2024.444023.1053

الهه محبوب

چکیده ازجمله مؤلفه‌های مهم در تأیید و تحکیم اسناد هر دوره، وجود مهر است. مهرها نشان‌دهنده پیام‌های سیاسی، اجتماعی، مردم‌شناسی و مذهبی هر دوره است. از این‌رو، شناخت ویژگی مهر در هر دوره می‌تواند نمایی از ساختار مکاتبات و مسائل فوق را بیان کند. دوره افشاریه، دوره‌ای کوتاه در تاریخ ایران است و تاکنون بسیاری از مباحث مربوط به مکاتبات دیوانی و اداری آن به‌طور کامل بررسی نشده است. هدف از این مقاله بررسی ویژگی مهرهای موجود در اسناد دیوانی، شرعی و اقتصادی این دوره است تا به این سؤالات پاسخ دهد که میزان استفاده از مهر در اسناد این دوره به چه صورت بوده است؟ متن مهرها با توجه به شأن و مقام صاحبان مهر چه تغییراتی داشته؟ محل و جایگاه مهر در اسناد افشاری به چه نحو بوده است؟ جامعه آماری موردمطالعه، اسناد موجود در مرکز اسناد آستان قدس رضوی است. اسناد، نمونه‌گیری و به لحاظ نوع و محتوا دسته‌بندی تاریخی شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در متن مهرها، مضامین مذهبی و نام اشخاص کاربرد بسیاری داشته است. محل و جایگاه مهر با توجه به نوع سند متفاوت بوده و میزان استفاده از مهر در اسناد دوره شاهرخ بیش از اسناد دوره نادرشاه افشار است.

جایگاه باسعیدو در مناسبات ایران و انگلیس

صفحه 109-129

https://doi.org/10.30481/psa.2024.466080.1062

احمد بازماندگان خمیری

چکیده با آغاز قرن 19م، رویکرد سیاسی-نظامی بریتانیا نسبت به خلیج‌فارس دگرگون شد. آن دولت برای گسترش نفوذ در خلیج‌فارس، مناطقی را تحت سلطه درآورد. باسعیدو در جزیره قشم، ازجمله مراکزی بود که برای بیش از یک قرن در تصرف بریتانیا قرار داشت. در 1312ش، یک ناو ایرانی وارد باسعیدو شد و پرچم بریتانیا را پایین کشید. این واقعه بعدها زمینه­ساز خروج بریتانیا از باسعیدو شد. پژوهش حاضر درصدد است با رویکردی توصیفی-تحلیلی و به روش اسنادی به این پرسش پاسخ دهد که باسعیدو چه جایگاهی در مناسبات ایران و انگلیس داشت و چه عواملی سبب خروج انگلیسی‌ها از آنجا شد؟ یافته­های پژوهش نشان می­دهد، انگلیس در دوره قاجار از درگیری­های ایران در شمال با روس­ها سود جست و باسعیدو را اشغال کرد. در دوره پهلوی اول با پایین آوردن پرچم بریتانیا در باسعیدو توسط نیروی دریایی ایران، بحرانی در روابط دو کشور به وجود آمد که سبب چالش­های دیگری در منطقه برای انگلستان شد. از یک‌سو، شیوخ متحد بریتانیا در توانایی و قدرت لازم آن دولت برای حفظ امنیتشان دچار تردید شدند و از سوی دیگر، نسبت به مسئولیت­پذیری بریتانیا در خصوص افراد تحت حمایتش تردیدهای جدی بروز کرد. نمایندگان بریتانیا در خلیج­فارس کوشیدند به شیوه‌های گوناگون این موضوع را حل و فصل کنند. اختلاف‌نظر بین سفارت بریتانیا در تهران و دولت هندبریتانیا سبب شد تا لندن نتواند سیاستی منسجم و یکپارچه در این خصوص اتخاذ کند و این موضوع یکی از عوامل خروج بریتانیا از باسعیدو شد.

روایتگری میرزا طاهر رضوی از واقعۀ توپ‏بندی حرم رضوی

صفحه 130-144

https://doi.org/10.30481/psa.2024.446110.1054

بهزاد نعمتی

چکیده در آرشیو کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی، تصویری وجود دارد که واقعه توپ‌بندی حرم مطهر در 1330 ق را روایت می‌کند. این تصویر از جهات مختلف تاریخی و هنری، اثری مهم محسوب می‌شود که به‌منظور اطلاع‌رسانی یک رویداد خاص و با رویکرد و شیوه‌ای ویژه ترسیم و منتشر شده است. میرزا طاهر مصنع رضوی، هنرمند و صنعتگری که سمت‌های نایب مشرف روشنایی و ساعت‌سازی حرم مطهر را بر عهده داشت، پس از حملة روس‌ها به حرم رضوی، واقعه را به نحوی تأثیرگذار و مملو از عناصر مختلف، در قالب نگاره ترسیم کرد. هرچند منابع تاریخی درباره جزئیات واقعه اختلاف دارند، بااین‌همه، مرور گزارش منابع از واقعه و تطبیق آن‌ها با نگاره میرزا طاهر، نگاه او به واقعه و نیز ترفندها و عناصری که برای اثرگذاری بیشتر به‌کاربرده را روشن می‌کند. این اثر از اولین نمونه‌های اطلاع‌رسانی و نیز تبلیغ هنری علیه نیروی متجاوز است که در قالب یک تک‌نگاره چاپ سنگی تولید و منتشر شده است. بنابراین، علاوه بر اهمیت سندی و تاریخی که به‌عنوان یک روایت آمیخته با تخیل هنری نزدیک به زمان واقعه دارد، نگاه او و تأکیدش بر عناصر تأثیرگذار و نیز استفاده‌اش از ابزار چاپ سنگی برای آگاهی‌بخشی دربارۀ یک رویداد مشخص، از حیث روایت و خبررسانی ارزشمند می‌شود، به‌ویژه که آفرینندۀ آن، از هنرمندان اهل مشهد و خادمان حرم مطهر نیز بوده است.

انتقال مالکیت بندگان در عصر قاجار (بر اساس اسناد شرعی)

صفحه 145-163

https://doi.org/10.30481/psa.2024.442980.1052

مرضیه مرتضوی قصابسرایی

چکیده بندگان یکی از طبقات فرودست جامعه عصر قاجار بودند که به طرق مختلف به‌دست‌آمده و به‌صورت غلام، کنیز و خواجه در انواع مشاغل خانگی، درباری، نظامی و خدماتی به‌کار گرفته می‌شدند. برخلاف جهان غرب، در ایران، مطابق دستورات شرع، با بندگان به‌طور انسانی رفتار می‌شد. مالک و بنده دارای حقوق متقابلی بودند که می‌بایستی از سوی هر دو رعایت می‌شد. ازجمله حقوق مالک نسبت به بنده، حق نقل و انتقال به شخص دیگر بود. هدف پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش است که نقل و انتقال و تغییر مالکیت بندگان در این دوره چگونه و به چه نحوی صورت می‌گرفت. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که بندگان از طریق خرید و فروش، صلح، اجاره، ازدواج، هبه و وقف در قالب اسناد شرعی مبایعه‌نامه، مصالحه‌نامه، اجاره‌نامه، عقدنامه، هبه‌نامه و وقف‌نامه به تملک افراد و یا اماکن مقدسه درمی‌آمدند. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی، با رویکرد تاریخ اجتماعی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای به‌ویژه اسناد آرشیوی، نگارش یافته است.

موقوفات زنان ولایت آمل و مصارف آن در دورة قاجار با تکیه‌بر اسناد وقفی (1344-1210 ق)

صفحه 164-185

https://doi.org/10.30481/psa.2024.461496.1060

حمیدرضا آریان فر، فرشید نوروزی

چکیده واقفان زن در بین گروه­های مختلف جامعة ایران که با انگیزه­های متفاوت به وقف توجه داشته­اند، همواره از اهمیت خاصی برخوردارند. این گروه اجتماعی با وقف اموال خود و با نیات مختلف، نقش مهمی در پاسخ به نیازهای جامعه و منشأ خدمات فراوان علمی، فرهنگی، رفاهی، بهداشتی در هر عصری بوده‌اند. تحلیل محتوای مندرجات اسناد موقوفات و وقف­نامه­های برجای‌مانده زنان از جنبة تصویرسازی حضور و مشارکت آنان در امور اجتماعی دورة قاجار (1344-1210ق)، حائز اهمیت است. پژوهش حاضر به دنبال آن است تا با بررسی مندرجات اسناد وقف­نامه­ها[1]، انواع و نیات موقوفات زنان ولایت آمل در دورة قاجار‌ را تحلیل‌ نماید. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی و آماری، با تکیه‌بر مندرجات اسناد موقوفات و استفاده از برخی منابع تاریخی و تحقیقات معتبر است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که زنان واقف آملی دارای نیات مذهبی و اجتماعی بوده و موقوفاتشان را برای مصارفی چون عزاداری، خیرات و امور عام‌المنفعه، امور طلاب و مدارس علوم دینی در نظر گرفته‌اند. زنان واقف ولایت آمل از حیث خاستگاه اجتماعی اغلب مرتبط با گروه‌های اعیان و بزرگان محلی، تجار و بازاریان، علمای دینی و زمین‌داران بوده و از این‌رو، نوع موقوفات آنان از جنس زمین، خانه مسکونی، دکان و باغ بوده است. موقعیت اجتماعی زنان واقف این دوره، وابسته به موقعیت اجتماعی پدران یا همسرانشان (عمدتاً ملا، آخوند، میرزا، بیگ، سردار، آقا و آقابزرگ)، قرار داشته‌‌ است.