دوره و شماره: دوره 3، شماره 2 - شماره پیاپی 6، تیر 1404، صفحه 1-205 
تعداد مقالات: 6

بررسی تحلیلی نشان‌های صادره از آستان قدس رضوی در دورۀ تیموری

صفحه 5-28

https://doi.org/10.30481/psa.2025.541060.1093

ابوالفضل حسن آبادی

چکیده تعیین سابقۀ اداری رسمی برای آستان قدس رضوی دشوار است. در دوره‌های مختلف تاریخی (از غزنویان تاکنون)، همواره مسئولی برای ادارۀ امور حرم مطهر امام رضا(ع) وجود داشت که در ابتدا به آن نقیب و بعد از دورۀ صفویه متولی نامیده ‌شد. هدف از نگارش پژوهش حاضر، تجزیه و تحلیل یک نشان و یک منشور صادره از نقبای آستان قدس رضوی در دورۀ تیموری و بررسی تطبیقی آن با یک نشان حکومتی به‌منظور بررسی محتوای اطلاعاتی آن‌هاست. مهم‌ترین سؤالات این پژوهش عبارت است از اینکه مهم‌ترین مؤلفه‌های سندشناسی در اسناد موردبررسی چه می‌باشد؟ ارزش اطلاعاتی و محتوایی این اسناد در چیست و تفاوت ساختاری اسناد صادره از سوی آستان قدس رضوی با منشور صادره از سوی سلطان حسین بایقرا چه می‌باشد؟ روش پژوهش اسنادی است و با تکیه‌بر مؤلفه‌های سندشناسی و سندپژوهی تلاش می‌شود تا جنبه‌های مختلف اهمیت اسناد موردنظر، بررسی گردد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نقباء آستان قدس رضوی در زمرۀ علما و رجال این دوره بوده و جایگاه مذهبی و سیاسی آنان در کنار شأن مذهبی حرم امام رضا(ع) مؤلفه‌های قدرتی را ایجاد نمود که امکان صدور نشان و منشور را برای ادارۀ امور این نهاد مذهبی فراهم می‌کرد. همچنین، صدور چنین اسنادی، گواهی است بر این‌که شاهان تیموری علاوه بر احترام نهادن به حرم و ارسال هدایا و پیشکش‌های نفیس، هویت مستقل اداری نیز برای آن قائل بوده‌اند. بررسی تطبیقی اسناد نشان می‌دهد که مؤلفه‌های سندشناسی اسناد آستان قدس رضوی تا حد زیادی با منشور حکومتی تطابق دارند و صرفاً در لحن و محتوای صدور سند تفاوت وجود دارد.

شاگردی نویافته از شمار شاگردان میرداماد

صفحه 63-80

https://doi.org/10.30481/psa.2025.465660.1061

کاظم استادی

چکیده میرداماد (متوفی 1040ق) عالمِ ذی‌فنون دورۀ صفویه و از نسل علمای جبل عامل و مرعش در شام است که به ایران مهاجرت نموده‌اند. او دارای تألیفات گوناگونی است و شاگردان متعدد و قابل‌توجهی را پرورش داده و سالیان زیادی در چند شهر محل اقامت خود (خراسان، قزوین و اصفهان)، تدریس معقول و منقول داشته است؛ هرچند که بسیاری از شاگردان او ناشناخته مانده‌اند. اکنون و در دورۀ معاصر که بسیاری از نسخه‌های خطی، تصحیح و منتشر شده‌اند و غالب نوشتجات خود میرداماد نیز در معرض توجه قرار گرفته‌اند، می‌توان ضمن پژوهش‌هایی در برخی اوراق پراکنده و تک‌نگاری‌ها و نیز یادداشت‌ها و حاشیه‌های نسخ خطی موجود، شواهد و اطلاعاتی را به دست آورد که به‌وسیلۀ آن‌ها، برخی دیگر از شاگردان میرداماد، شناسایی و معرفی گردند. در پژوهش حاضر، ضمن معرفی برخی از نسخه‌های خطی آثار میرداماد در کتابخانه شخصی شیخ محمد خاتون عاملی (متوفی 1059ق) و دیگر کتابخانه‌ها، به تجزیه و تحلیل برخی داده‌های به‌دست‌آمده پرداخته می‌شود تا ضمن آن، وضعیت شاگردی یکی از عالمان هم‌دورۀ میرداماد، یعنی ابن‌خاتون مورد تأمل قرار گیرد. در بررسی‌های انجام‌شده، مشخص شد که شیخ محمد خاتون (پیشوای دولت قطب‌شاهیان) با میرداماد ارتباط داشته و به نظر می‌رسد که شاگرد او بوده است.

ایجاد و سیر تحول بخش فیلمتک در کتابخانه آستان قدس رضوی (1348-1384ش)

صفحه 81-96

https://doi.org/10.30481/psa.2025.504117.1075

مصطفی فرزانه

چکیده نخستین کاربردهای عملی میکروفیلم مربوط به دهۀ 1920م در آمریکا و رواج آن در دهه‌های 1950-1960م در سایر کشورهای اروپایی است. در ایران ضرورت تهیه میکروفیلم در دهه‌های 1330ش و 1340ش توسط کتابخانه‌های مجلس و دانشگاه تهران مورد تأکید و اهتمام ویژه قرار گرفت. به‌تبع این دو مرکز در اواخر دهۀ 1348ش، آستان قدس رضوی به‌مثابۀ نخستین نهاد مذهبی غیردولتی در این زمینه آغاز به اقدامات جدی نمود. این پژوهش بر آن است نخست تفاوت رویکرد تهیه میکروفیلم در ایران و کشورهای غربی را برجسته سازد و مهم‌تر از آن روند ایجاد و تغییرات بخش میکروفیلم کتابخانه آستان قدس رضوی را در دوره‌های قبل و پس از انقلاب اسلامی موردبررسی قرار دهد. بدین منظور رویکردی توصیفی-تحلیلی اتخاذ و با تکیه‌بر مصاحبه و اسناد، از دیگر منابع نیز بهره گرفته شده است. یافته‌ها بیانگر آن است که برخلاف جریان جهانی که میکروفیلم نخست به‌منظور مقاصد تجاری-نظامی موردتوجه قرارگرفته بود، در ایران از همان ابتدا برای مقاصد فرهنگی استفاده شد. کتابخانه آستان قدس رضوی در بازه‌ای کوتاه تجهیزات پیشرفته خریداری نمود، اما پشتوانه‌ای محکم برای تداوم تهیه میکروفیلم از نسخ خطی، اسناد و وقف‌نامه‌ها نداشت. وضعیت این حوزه هرچه به انتهای دورۀ پهلوی نزدیک‌تر می‌شد، مهجورتر می‌ماند. انقلاب اسلامی با تغییر اساسی در نگرش فرهنگی، نقطۀ عطفی در این زمینه ایجاد کرد، به‌نحوی‌که اختصاص این بخش از سیطرۀ محققانی محدود و یا بازدید شخصیت‌ها بیرون آمد و خدمات‌رسانی را به طیف بسیار گسترده‌ای از مردم شامل شد. ضمن آنکه تهیه میکروفیلم از نسخ خطی، اسناد و وقف‌نامه‌ها با جدیت بیشتری پیگیری گردید. طی مدتی از زمان افتتاح این بخش تا اوایل 1381ش، درمجموع 35 الی 40 هزار حلقه میکروفیلم تهیه شد.

مشهد در بحران: گزارش‌های محرمانه کنسولگری بریتانیا (۱۹۰۸ م / ۱۳۲۶ق)

صفحه 97-115

https://doi.org/10.30481/psa.2025.515630.1079

فرهاد رستمی قهفرخی

چکیده در ۱۳۲۶ق/ ۱۹۰۸م، شهر مشهد یکی از مهم‌ترین مراکز مذهبی و سیاسی ایران، درگیر بحران‌هایی بود که بازتابی از تحولات مشروطه، ضعف حاکمیت مرکزی و دخالت قدرت‌های خارجی به‌ویژه بریتانیا به شمار می‌آمد. پژوهش حاضر با تکیه‌بر گزارش‌های محرمانۀ کنسولگری بریتانیا در مشهد می‌کوشد به این پرسش‌های اصلی پاسخ دهد: 1. بحران‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مشهد در این سال چه بودند و چه عواملی در بروز آن‌ها نقش داشتند؟ 2. کنسولگری بریتانیا چگونه این بحران‌ها را تحلیل کرده و چه نقش یا مداخلاتی در تحولات داشته است؟ 3. این اسناد چه تصویری از رابطه بین روحانیت، مردم، حاکم محلی و دولت مرکزی ارائه می‌دهند؟ این پژوهش بر پایۀ تحلیل محتوای گزارش‌های آرشیوی وزارت امورخارجه بریتانیا و با روش توصیفی‌-تحلیلی به بررسی وضعیت شهر مشهد در این برهه می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که کنسولگری بریتانیا به‌عنوان ناظر فعال، نه‌تنها تحولات را ثبت و تحلیل نموده، بلکه در برخی موارد در هدایت یا تشدید آن‌ها نقش داشته است. اسناد موردبررسی، نمایی منحصربه‌فرد از تقابل قدرت‌های داخلی و خارجی در آستانه حرم امام رضا(ع) ارائه می‌دهند.

بررسی تحلیلی نوع و کارکردهای موقوفات ولایت بارفروش در دورة صفوی و زند؛ با تکیه بر اسناد وقفی (۱۰۶۵ -۱۲۰۳ ق.)

صفحه 158-140

https://doi.org/10.30481/psa.2026.566511.1109

فرشید نوروزی، حمیدرضا آریانفر

چکیده هدف این پژوهش تبیین نوع و کارکرد موقوفات ولایت بارفروش در دورة صفوی و زند، و تحلیل جایگاه اجتماعی واقفان آن است. پرسش اصلی پژوهش این است که موقوفات ولایت بارفروش در فاصلة سال‌های ۱۰۶۵ تا ۱۲۰۳ ق. -1788-1654م. چه تنوعی داشته‌اند، چه نیاتی را دنبال می‌کرده‌اند و این الگوها چه نسبتی با ساخت اجتماعی واقفان داشته است. پژوهش حاضر از روش سند پژوهی و رویکرد تاریخ اجتماعیِ نهاد وقف بهره می‌گیرد و مجموعه‌ای از وقف‌نامه‌های برجای‌مانده از واقفان ولایت بارفروش را مبنای تحلیل قرار می‌دهد. این اسناد شامل موقوفات گروهی از پیشه‌وران، صاحبان عناوین دینی- اجتماعی و نیز یک زن واقف است. یافته‌ها نشان می‌دهد که موقوفات ولایت بارفروش از نظر نوع، گسترة قابل توجهی از زمین، دکان، حمام، باغ، خانه و عمارت را در بر می‌گیرد و از نظر نیت نیز میان امور آیینی (اطعام عزاداران حسینی)، آموزشی (تأمین هزینة مدارس علوم دینی و طلاب)، خدمات مذهبی (تعمیر و روشنایی امامزادگان و مساجد) و نیازهای شهری تنوعی چشمگیر دارد. تحلیل زمانی اسناد بیانگر آن است که در دورة صفوی، وقف بیشتر در اختیار گروه‌های صاحب‌عنوان و وابسته به نهادهای دینی بوده و محوریت آن بر امور آیینی و حمایتی قرار داشته است؛ در حالی که در دورة زند، پیشه‌وران و تجار سهم بیشتری یافته و وقف به سازوکاری مهم برای پشتیبانی مالی از آموزش دینی و نگهداری بناهای شهری تبدیل شده است. نتیجه‌گیری پژوهش تأکید می‌کند که وقف در بارفروش، افزون بر کارکرد عبادی، نقشی پایدار در سامان‌دهی خدمات مذهبی، آموزشی و شهری داشته است.

خواجگان و نقش اجتماعی آنان در عهد قاجار

صفحه 188-207

https://doi.org/10.30481/psa.2025.483849.1066

مرضیه مرتضوی قصابسرایی

چکیده در دورۀ قاجار، بندگان شامل سه طیف خواجه، غلام و کنیز بودند که از آنان در انواع مشاغل خدماتی استفاده می‌شد. به غیر از خواجگان ایرانی که اکثراً مادرزادی و بعضاً به‌عمد اخته شده بودند، عمده خواجگان حاضر در جامعه این دوره را سیاه‌پوستانی تشکیل می‌دادند که از آفریقا و از راه خلیج‌فارس وارد ایران شده بودند. هدف پژوهش حاضر پاسخ به این سؤال است که خواجگان از چه نقش و جایگاه اجتماعی در دورۀ قاجار برخوردار بودند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که خواجگان به علت قیمت بالایی که داشتند بیشتر در خدمت طبقه فرادست جامعه همچون تجار و شاهزادگان و بیش از همه دربار بودند و در انواع مشاغل خانگی و غیرخانگی فعالیت داشتند. در این میان، خواجگان شاغل در دربار به دلیل نزدیکی به رأس هرم قدرت، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بودند و برخی از آنان موفق شدند با جلب نظر شاه به مناصب بالا دست‌یافته و طبقه اجتماعی خود را تغییر دهند. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و اسناد آرشیوی با رویکرد تاریخ اجتماعی نگارش یافته است.