دوره و شماره: دوره 1، شماره 1، تیر 1401 (بهار و تابستان 1401) 
تعداد مقالات: 10

بررسی رویکرد سه نسل از فرزندان میرزا معصوم رضوی در مواجهه با اسناد شرعی: از استمرار سبک سجل‌دوگانه تا ثبتِ ‌اسنادِ شرعی در مشهدِ دورة قاجار

صفحه 6-26

https://doi.org/10.30481/psa.2022.155299

امید رضایی

چکیده در مشهد، سلسله‌های مختلفی از ساداتِ باسابقه زندگی می‌کردند که به مرحله اجتهاد رسیده بودند. منابع رجالی حاکی از این است، تعدادی از علمای مشهد که تحصیلات دینی را در این شهر آغاز و برای ادامه تحصیل به اصفهان و عتبات عالیات سفر کرده بودند، پس از مراجعت، همانند مجتهدان معروف دورة قاجار مورد رجوع مردم قرار داشتند. هدف از پژوهش حاضر، انتشار تصویری و نسخة مصحح اسناد مشهد در دورة قاجار است که چشم‌انداز نسبتاً قابل­قبولی برای مطالعات سندشناسی در این شهر فراهم آورده است. موضوع این است که آیا بر پایه این اسناد می‌توان زمان تقریبی ثبت‌اسناد در مشهد و سبکی خاص در سندنویسی این شهر مطرح نمود؟ این نوشتار با استناد به منابع دست‌اولِ آرشیوی و کتابخانه‌ای به‌صورت توصیفی-تحلیلی نگارش یافته است. یافته‌ها و نتایج پژوهش بیانگر جایگاه ممتاز خاندان میرزا معصوم رضوی در تصدیق منحصربه‌فرد و ثبتِ ‌اسنادِ شرعی مشهد در دورة قاجار است. این نوشتار نقش سلسلة سادات رضوی در تصدیق و ثبت‌اسناد مشهد در دورة قاجار، خصوصاً پیدایش سجل‌نویسی دوگانه و پیش‌قدمی سلسله‌ای از سادات رضوی را بررسی می‏کند. این علما مجتهدان عمدتاً تحصیلات خود را در مشهد انجام و برای تکمیل آن به عتبات عالیات یا اصفهان مهاجرت کرده بودند. این افراد سجلاتشان را در انتهای حاشیه راست و عمود بر بدنه (نوشته اصلی) سند می‌نوشتند. آنان به این کار اکتفا نکردند و شگرد سجل دوگانه را ابداع کردند. افراد معینی از سلسله که متصدی امور شرعی بودند در سمت چپ سجلشان، جملاتی فشرده، حداقل دو الی چهار کلمه‌ای، عمدتاً به زبان عربی می‌­نوشتند. نشانه‌هایی وجود دارد که آشکار می‌سازد در 1280ق. میرزا احمد رضوی رَویّة ثبتِ ‌اسنادِ شرعی در محکمة خود را معمول ساخت.

سنخ‌شناسی مراجعین به عدلیه بر اساس اسناد صدر مشروطیت (1329- 1325ق)

صفحه 27-44

https://doi.org/10.30481/psa.2022.155316

حمیده شهیدی

چکیده وظیفه مهم نظام قضایی، رسیدگی به دعاوی و شکایت‌های حقوقی و کیفری است. پژوهش حاضر به سنخ‌های مختلف مراجعه‌کننده به عدلیه پس از مشروطه طی سال‌های 1325ق. تا 1329ق. می‌پردازد. این مقاله بر آن است با اتخاذ رویکردی کیفی و با توجه به ماهیت منابع آرشیوی با شیوۀ توصیفی-تحلیلی، سنخ‌های مختلف مراجعه‌کننده به عدلیه را شناسایی و موردتحلیل قرار دهد. یافته‌ها نشان می‌دهد، سنخ‌های مختلفی که به عدلیه مراجعه می‌کردند، به‌طور عمده شهرنشین بودند. حداقل طی سال‌های نخستِ مشروطه برای گسترش عدلیه در میان جمعیت غیرشهری اهتمامی مشاهده نمی‌شود. با بررسی دعاوی حقوقی میان سنخ‌های مختلف، مسائل مالی بیشترین اختلافات را شامل می‌شد. اگرچه دعاوی ملکی شامل تمام سنخ‌های اجتماعی است، اما گستردگی یا محدود بودن ملکِ موردِ ادعا، ارتباط مستقیمی به وابستگی فرد به نوع سنخ اجتماعی خود دارد، به‌طوری‌که اختلاف بر سر املاک گسترده، نشان‌دهنده وابستگی فرد مذکور به گروه نخست یا تجار بزرگ است. آنچه در دعاوی جزایی این دوره موردتوجه قرار می‌گیرد، پدیده جعل اسناد است که به‌طور عمده اشراف و وابستگان حکومتی درگیر آن بودند. این امر به نبود قباله درست و نامشخص بودن حدود املاک بازمی‌گردد. اگرچه رفتارهای فراقانونی از افراد وابسته به کانون‌های سنتی قدرت مشاهده می‌شود، اما مصادیق‌ ذکرشده در اسناد در مقابله با آنان قابل‌ملاحظه است.

همگرایی و واگرایی هنرمندان فعال در آستان قدس رضوی با چاپخانه سنگی آستانه (مطالعه موردی کاتبان)

صفحه 45-67

https://doi.org/10.30481/psa.2022.155354

مصطفی لعل شاطری

چکیده با ورود صنعت چاپ سنگی به ایران، پس از تهران و تبریز در سایر شهرهای ایران، چاپخانه‌های سنگی متعددی ایجاد و نخستین چاپخانه سنگی مشهد از سوی آستان قدس رضوی تأسیس شد. از دوره فعالیت (1294-1344ق.) چاپخانه سنگی آستانه بیست‌وهشت کتاب مورد شناسایی قرارگرفته است که در صفحات آغاز و پایان آن‌ها غالباً نام کاتبان قابل‌مشاهده است. هدف پژوهش حاضر با تکیه‌بر روش توصیفی-تحلیلی پاسخ به این پرسش است که با ورود صنعت نوظهور چاپ به مجموعه آستان قدس رضوی، چه تعداد از کاتبانِ فعال در بخش‌های گوناگونِ آستانه به تعامل با این چاپخانه به‌عنوان یکی از بخش‌های فرهنگی نوپا پرداختند و علل همگرایی و واگرایی آنان چه بوده است؟ یافته‌ها مبنی بر مطالعه آرشیوی-اسنادی -فارغ از دیدگاه سبک‌شناسی و زیبایی‌شناسی- حاکی از آن است که از میان کاتبان فراوانِ حاضر در زیرمجموعه‌های اداری-فرهنگی آستان قدس رضوی، مقارن با دوران فعالیت چاپخانه سنگی آستانه، صرفاً تعداد بسیار محدودی به همکاری با این چاپخانه پرداخته‌اند. این همگرایی را می‌توان در راستای علایق شخصی، کسب منافع اقتصادی و سایر موضوعات احتمالی دانست. همچنین واگرایی حجم بسیاری از کاتبان را می‌توان در ساختارِ جدالِ میانِ سنت و تجدد تعریف کرد. به این معنا که فرآیند چاپ سنگی، حجم فراوانی از کتاب را در مدت‌زمان کوتاه و با هزینه‌ای بسیار اندک منتشر می‌ساخت. متعاقباً رشد و گسترش این جریان (تجدد)، موجب کاهش جایگاه کاتبان آستانه (سنت) را به همراه داشت. از این‌رو، واگرایی کاتبان آستانه را می‌توان به‌مثابه عاملی انفعالی در راستای افزایش تولیدات چاپخانه سنگی آستانه و از سویی ایجاد نگرش منفی نسبت به تولیدات این مرکز نزد متولیان فرهنگی آستانه برشمرد.

بررسی فعالیت های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خانواده آقابزرگ طهرانی در مشهد دوره قاجار و پهلوی

صفحه 68-94

https://doi.org/10.30481/psa.2022.155355

علی نجف زاده

چکیده مشهد از اواسط دوره قاجار به خاطر ارتقای موقعیت تجاری داخلی و خارجی­ به شهری مهاجرپذیر تبدیل شد که تجارِ قفقازی، آذربایجانی، یزدی، اصفهانی و تهرانی روانه این شهر شدند، چنانکه بزرگ‌ترین تجار و ملک­التجارهای مشهد از مهاجران بودند. یکی از این مهاجران آقابزرگ تاجر طهرانی بود که در 1291ق. وارد مشهد و دو نسل بعد این خانواده، تجارتخانه­ طهرانی را اداره کردند. حاجی آقابزرگ، حاج عبدالحسین، میرزا محمد دانش بزرگ­نیا و علی صدرالتجار رجال مهم این خانواده از چهره­های اثرگذار اقتصادی مشهد بودند که به مدت هفتاد سال در حوزه­های مختلف فعالیت داشتند. این پژوهش درصدد است نشان دهد خانواده طهرانی در چه حوزه­های­ اقتصادی فعالیت و چه نقشی و جایگاه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در این مشهد داشتند؟ یافته‌ها حاکی از آن است که خانواده طهرانی فعالیت خود را در خراسان از اجاره معادن فیروزه شروع و سپس به ملاکی گرایش پیدا کردند. همچنین به تجارت خارجی و صادرات تریاک مشغول بودند و در دوره پهلوی به اجاره­داری مستغلات شهری و تولید کمپوت پرداختند. در این بین، به‌واسطۀ اجاره­داری، در ارتباط با آستان قدس رضوی و تحولات آن بودند، اما بعد از واقعه گوهرشاد بخش مهمی از املاکشان را فروختند و به تهران کوچ کردند. نسل جدید این خانواده علاوه بر فعالیت سیاسی، با پشتوانه مالی وارد حوزه فرهنگی نظیر انتشار نشریه و آموزش نوین شدند. این پژوهش با تکیه‌بر اسناد آستان قدس ضوی، اسناد ملی و وزارت امور خارجه به شکل توصیفی- تحلیلی سامان یافته است.

بررسی وضعیت تجارت خارجی شهرهای شرقی ایران با تکیه بر اسناد (1896-1903 م. / 1282 ـ 1275 ش.)

صفحه 95-111

https://doi.org/10.30481/psa.2022.155356

ندا عظیمی زواره

چکیده کنسولگری بریتانیای مشهد در 1306ق./ 1889م. تأسیس شد. این کنسولگری که درواقع نخستین نمایندگی سیاسی خارجی در مشهد بود، در مدت کوتاهی توانست به بازوی اصلی اجرایی انگلستان در منطقه تبدیل شود. این نمایندگی که به دستور فرمانداری کل هندوستان فعالیت می‌کرد و کمتر به وزارت امور خارجه این کشور پاسخگو بود، برآوردهای تجاری و اقتصادی خود را به‌صورت سالانه در قالب گزارش‌هایی نسبتاً جامع به مقامات مافوق ارائه می‌کرد. اگرچه اسناد به‌جای مانده از گزارش‌های هفت سال نخست این کنسولگری به نسبت هفت سال دوم (که موضوع این نوشتار است) درمجموع بهتر تدوین شده است، اما در سال‌های موردنظر (1321-1313ق./ 1896-1903م.) همچنان می‌توان آماری دقیق و میدانی از اوضاع و احوال اقتصادی شهرهای شرقی ایران (که عملاً حوزه فعالیت کنسولگری مشهد بود) به دست آورد. برشمردن انواع کالاهای وارداتی و صادراتی، شرکای خارجی منطقه‌ای و بین‌المللی (به‌صورت ویژه روسیه، انگلستان و افغانستان) و نیز راه‌های ترانزیتی مؤثر در این زمینه، شاکله اصلی گزارش‌های سالانه را تشکیل می‌دهد. به نظر می‌رسد بر اساس محتوای این اسناد، در این هفت سال، دولت روسیه به نسبت دولت انگلیس دست برتر اقتصادی در منطقه را داشته و نمایندگی‌های بریتانیا تلاش داشتند تا در تناسب با این رقیب دیرینه راهکارهایی ارائه دهند تا این توازن به نفع انگلستان بازگردد. به همین منظور ضمن تحلیل‌های اقتصادی معمول، سعی کرده‌اند به برخی ابعاد جامعه‌شناختی منطقه و نیز عواملی که در این امر مؤثر هستند نیز اشاره داشته باشند.

نوانخانه بیرجند (تجربه‌ای تاریخی از امور خیریه در دوره معاصر)

صفحه 112-134

https://doi.org/10.30481/psa.2022.155357

مریم ولی پور

چکیده ایجاد رفاه اجتماعی و تأسیس مراکز مرتبط با آن، ازجمله دغدغه­های جوامع بشری در گذر تاریخ است و به همین جهت در شرایط و بسترهای مهیا و با انگیزه­های مختلف حکومت­ها، دولتمردان، رهبران مذهبی و خیرخواهان نسبت به آن اهتمام نشان داده­اند. یکی از تجربیات مهم و متقدم تاریخی ایرانیان در این مورد را می‌توان در تأسیس و اداره دارالعجزه­ها یا نوانخانه­ها یافت. موضوع پژوهش حاضر چگونگی تأسیس و عملکرد نوانخانه بیرجند در اواخر عصر قاجار تا اوایل انقلاب اسلامی است و هدفِ آن شناساندن ثمرات تلاش خیرخواهانه حدود هفت دهه برای ایجاد و نگهداری این مرکز خیریه است. این پژوهش درصدد است با استفاده از شیوه توصیفی-تحلیلی و ابزار کتابخانه­ای و گردآوری اخبار و شواهد تاریخی ازجمله اسناد، منابع و تحقیقات میدانی به این پرسش­ها پاسخ دهد که چرا و چگونه در یک برهه زمانی خاص در بیرجند نوانخانه تأسیس شد و منابع مالی آن از کجا تأمین و چه افرادی در آن سکونت داشتند؟ یافته­ها نشان می‌دهد که چگونه مجموعه‌ای از زمینه‌های سیاسی-اداری، اجتماعی-مذهبی و انگیزه‌های فردی امکان پیدایش و ادامه کار یک مرکز مرتبط با امور خیریه در جامعه را رقم زد و با وجود تغییرات سیاسی و اجتماعی در طی چند دهه توانست به حیات خود ادامه دهد و کارکردهای اجتماعی مفیدی را در جامعه آن روز ارائه و به مرکزی موردتوجه در جنوب خراسان و منطقه قائنات و بیرجند مبدل شود.

متولیان موقوفه‌ عتیقی(از دوره‌ی صفویه تا پایان دوره پهلوی دوم)

صفحه 135-151

https://doi.org/10.30481/psa.2022.155358

فاطمه حاجی آبادی

چکیده تولیت به معنای اداره کردن امور موقوفه است. امورموقوفه یعنی کارهایی که مربوط به وقف و مال وقفی است. بنابراین کسی که عهده‌دار تولیت امور موقوفه است، متولی نامیده می‌شود. عتیق علی منشی در جمادی‌الاخر 931 ق، تعداد زیادی از املاک خود را بر حرم حضرت رضا(ع) وقف کرد که تا به امروز به صورت موقوفه‌ای پایدار بر جای مانده‌است. وقفنامه‌ی عتیقی یکی از وسیعترین و بزرگترین رقبات وقفی آستان قدس به شمار می‌رود. عتیق علی منشی در متن وقف‌نامه، تولیت را پس از خود به اولاد خود واگذار کرد که تا به امروز طبق خواسته‌ی او عمل شده‌است. چگونگی متولیان (از نظر تعداد، جنسیت،..)، سمت‌های دیگر متولیان عتیقی در آستان قدس، حقوق متولیان، اختیارات متولیان و... از مواردی است که در اسناد به آن اشاره شده‌است. این مقاله درصدد است با روش توصیف و تحلیل و با استفاده از اسناد موجود در مرکز آستان قدس رضوی و دیگر منابع(اعم از کتاب و مقاله..) به متولیان موقوفه عتیقی از زمان وقف(سال 931ه.ق) تا پایان دوره‌ی پهلوی بپردازد.

بررسی وضعیت تجارت خارجی شهرهای شرقی ایران با تکیه‌بر اسناد(1314-1306ق./ 1889-1896م.)

صفحه 152-174

https://doi.org/10.30481/psa.2022.155359

زهره رضایی

چکیده کنسولگری بریتانیا در مشهد در هفت سال نخست فعالیت دو چهره را به‌عنوان سرکنسول تجربه کرد: سرلشگر چارلز اسمیت مک لین و نی الیاس. شهرت مک لین بسیار فراتر از نی الیاس بود، اما ظاهراً آنچه عملاً رخ داد، مدیریت بهتر نی الیاس بود. درمجموع در این هفت سال، سرکنسولگری می‌کوشید تا با ارائه گزارش‌ها و آمارهای دقیق و میدانی، تصمیمات اقتصادی و تجاری اصلی بریتانیا در هندوستان و انگلستان را مشخص و موقعیت آن را در قیاس با رقبا، خصوصاً روسیه، بهبود بخشد. از این‌رو، در گام نخست سعی می‌کرد موقعیت بریتانیا را دقیق مشخص کند و در گام بعدی راهبردهای اساسی و کلیدی به تصمیم‌گیران ارائه نماید. درواقع، این اسناد در بعد اقتصادی از یک‌سو اشاره به کالاهای خارجی و وارداتی به شرق ایران و از سوی دیگر معرفی راه‌های تجاری منتهی به این شهرها و همچنین وضعیت رقبای آنان به‌ویژه روسیه بود. در کنار این موارد، تحلیل‌های متفرقه‌ای که به نحوی می‌توانند در تصمیم‌گیری انگلیسی‌ها واقع شوند، بخشی از اسناد دیگر را تشکیل می‌دهند. خلاصۀ تمام این موارد نیز به‌صورت آماری و کمی در قالب جداولی منعکس شده است. همه این موارد به‌گونه‌ای مناسب توانسته است، تصویری از اوضاع اقتصادی و حتی اجتماعی شهرهای شرقی ایران در فاصله سال‌های 1306-1314ق./ 1889-1896م. به نمایش گذارد.

بررسی تأثیرپذیری و همسازی گروهی از زنان تحصیل‌کرده مشهد با سیاست‌های کلان دولت رضاشاه

صفحه 175-194

https://doi.org/10.30481/psa.2022.155360

فاطمه رضائی مکی

چکیده یکی از زمینه ­های موردتوجه فعالان حقوق زنان پس از مشروطه، آگاه‌سازی زنان جامعه و تشویق آنان به حضور در اجتماع بود. با روی کار آمدن رضاشاه و توجه او به تکمیل پروژه مدرنیزاسیون، آن دسته از فعالیت‌های زنان که با برنامه ­های دولتی هم­خوانی داشت، مورد تشویق قرار گرفت و حتی دولت برای پیشبرد اهداف فرهنگی­اش در حیطه زنان از مدارس استفاده کرد. بر این اساس، پژوهش حاضر به دنبال تبیین و تحلیل چگونگی ایفای نقش مدارس دخترانه مشهد در پیشبرد نهضت زنان است و با استفاده از اسناد و روزنامه­ها، سعی می­کند به این پرسش پاسخ دهد که مدارس دخترانه مشهد در عصر رضاشاه چه نقشی در پیشبرد نهضت زنان و حضور زنان در صحنه اجتماع داشتند؟ یافته‌ها حاکی از آن است که مدارس مزبور، با ارائه آموزش­های بهداشتی، خانه­داری، کودک­پروری، ایراد سخنرانی در فواید کشف حجاب، آشناسازی زنان با فعالیت‌های دختران محصل و راه­اندازی انجمن­های خیریه برای کمک به زنان و کودکان نیازمند در جهت آگاهی زنان و حضور بیش­تر آنان در جامعه ایفای نقش کردند.

بازانگاری و تحلیل ساختار طبقات اجتماعی مشهد در آستانه انقلاب مشروطیت (بر اساس اسناد کنسولی)

صفحه 195-216

https://doi.org/10.30481/psa.2022.155470

معصومه گودرزی بروجردی، مینا معینی

چکیده پیش از انقلاب مشروطه، شورش‌ها و بحران‌هایی در شهر مشهد روی داد که این شهر را به کانونی علیه استبداد تبدیل کرد، هرچند مخالفت‌های عمیقی با جنبش مشروطه نیز در این شهر وجود داشت. طبقات اجتماعی شهر مشهد در آستانه انقلاب مشروطیت نیز ترکیبی از نیروهای مخالف و موافق بودند. همچنین وابستگی‌های عمیقی با روسیه یا انگلیس در بین آنان به چشم می‌خورد که آن‌ها را رو در روی یکدیگر قرار می‌داد. پرسش اصلی پژوهش حاضر بر این محور قرار دارد که شهر مشهد در آستانه انقلاب مشروطه متشکل از چه طبقات اجتماعی و با چه گرایش‌ها و وابستگی‌های سیاسی بود و طبقات چه تأثیری بر ساختار سیاسی و اجتماعی شهر مشهد در این مقطع زمانی گذاشتند؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و بهره‌گیری از اسناد کنسولی و منابع کتابخانه‌ای، درصدد پاسخگویی به سؤالات فوق است. یافته‌ها بر اساس بررسی اسنادی موضوع نشان می‌دهد که ترکیب اکثر طبقات اجتماعی مشهد به خاطر وابستگی‌های سیاسی و قومی-قبیله‌ای و نسبت‌های اشرافی، ارتجاعی و به سمت مخالفت با جریان مشروطه بود. همین امر موجب شد مشهد نتواند در انقلاب مشروطه مانند تهران، تبریز و اصفهان مطرح و سرنوشت‌ساز گردد.