دوره و شماره: دوره 4، شماره 2 - شماره پیاپی 8، اسفند 1404 
تعداد مقالات: 6

تحول حیات فرهنگی و اجتماعی ایران مطالعه موردی از خلال جنگ جهانی دوم

صفحه 5-25

https://doi.org/10.30481/psa.2025.555840.1104

حسین روحانی صدر، عبدالله ساجدی، نظام علی دهنوی

چکیده تحول حیات فرهنگی و اجتماعی ایران در خلال جنگ جهانی دوم (۱۳۱۸–۱۳۲۴ش) را می‌توان یکی از مقاطع کلیدی در گذار جامعه ایرانی از سنت به مدرنیته دانست. این پژوهش با اتکا به روش تاریخی ـ تحلیلی و بر پایه‌ مطالعات اسنادی و مطبوعاتی، در پی پاسخ به این پرسش است که: حضور متفقین در ایران چگونه موجب بازتعریف ساختار فرهنگی و اجتماعی کشور شد؟ فرضیه پژوهش بر این مبناست که اشغال نظامی ایران و تماس مستقیم با نیروهای بیگانه، اگرچه در سطح سیاسی استقلال کشور را محدود ساخت، اما در سطح اجتماعی و فرهنگی به ایجاد نوعی تحرک ساختاری در نهادهای آموزشی، رسانه‌ای و سبک زندگی شهری انجامید. تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که جنگ جهانی دوم، بستر شکل‌گیری گفتمان تازه‌ای از نوسازی فرهنگی و بازآرایی روابط اجتماعی را فراهم آورد؛ گفتمانی که در آن، مفاهیمی چون سواد، نظم شهری، نقش زن در جامعه و مفهوم «ترقی» بازتعریف شدند. درنتیجه، می‌توان این دوره را نقطه عطفی در تاریخ فرهنگی ایران دانست که گذار از سنت به مدرنیته را شتاب بخشید.

سبزوار در مسیر روشنایی: تحلیلی تاریخی از پیدایش صنعت برق و توسعة آن در سبزوارِ دورة پهلوی(1357-1307 ه.ش)

صفحه 26-48

https://doi.org/10.30481/psa.2026.574399.1116

جلیل قصابی گزکوه، محمد صفایی‌بخش، هانیه طلوع فکور

چکیده پیدایش و گسترش صنعت برق یکی از کلیدی‌ترین تحولات زیرساختی در مسیر مدرنیزاسیون شهری و توسعه اقتصادی هر منطقه محسوب می‌شود. پیش از ظهور این صنعت، زندگی شبانه و تأمین روشنایی منازل، بازارها و معابر عمومی در شهر سبزوار به‌طور کامل متکی بر ابزارهای سنتی و پرمحدودیتی چون چراغ‌های نفتی و فانوس‌ها بود. پژوهش حاضر با روش پژوهش تاریخی با رویکرد توصیف و تحلیل و برپایه اسناد نویافته به‌دنبالِ ارائه تحلیلی تاریخی و مستند از فرآیند ورود، تثبیت و توسعه صنعت برق در شهر سبزوار به بررسی سیر تحول این زیرساخت حیاتی می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد نخستین تلاش‌ها برای بهره‌مندی از روشنایی برق در سبزوار به سال 1307ش بازمی‌گردد؛ زمانی که محمد سرخوش‌نیا به عنوان پیشگام، برای نخستین‌بار به نصب و راه‌اندازی دستگاه تولید برق اقدام نمود. پس از این گامِ اوّلیّةِ فردی، شخصیت‌های چون حاج محمدحسین دولت‌آبادی و حسین غنی در دوره‌های بعدی با توسعه ظرفیت تولید و گسترش شبکه، نقش محوری در تثبیت این صنعت ایفا کردند. این دورانِ گذار از تلاش‌های خصوصی و محدود، سرانجام با تأسیس و تمرکز امور در شرکت برق منطقه‌ای سبزوار پایان یافت. نهادینه شدنِ مدیریت برق تحت نظر این شرکت، فاز جدیدی از توسعة پایدار و هدفمند شبکه برق‌رسانی را در سطح شهر رقم زد و منجر به افزایش چشمگیر سطح بهره‌مندی مردم از انرژی الکتریکی شد.

بازخوانی و تحلیل دیوارنوشته‌های مشهد در 1357ش و نقش آن‌ها در انتقال پیام‌های انقلاب اسلامی با تأکید بر اسناد تصویری

صفحه 49-80

https://doi.org/10.30481/psa.2026.252140

سعیده سعیده جلالیان

چکیده در جریان انقلاب اسلامی، دیوارنویسی به‌مثابۀ شیوه‌ای از کنشگری سیاسی-اجتماعی در زمان کوتاهی تبدیل به یک رسانۀ مهم گردید، به‌طوری‌که از نیمۀ دوم 1357ش، دیوارنویسی در اشکال و مضامین مختلف بخشی از گفتمان مبارزه را تشکیل داده بود. بررسی انواع وسایل تولید محتوا، شیوه و اماکن اجرای آن، بازخوانی و تحلیل مضامین گفتمانی موجود در تصاویر به‌منظور فهم زوایای فکری تولیدکنندگان و نیز نقش دیوارنویسی‌ها در شبکه‌سازی اجتماعی و بسیج سیاسی اقشار مختلف جامعه در دوران انقلاب اسلامی در مشهد، عمده هدف این نوشتار است. پژوهش حاضر با تمرکز بر تصاویر موجود از دیوارنوشته‌های شهر مشهد که از منابع آرشیوی معتبر گردآوری‌شده با رویکرد کیفی و بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی به بررسی پیام‌های انقلاب اسلامی پرداخته است. یافته‌ها حاکی از آن است که انقلابیون از ابزارهای ساده و معمولی برای انتقال پیام‌هایشان بهره می‌گرفتند. اماکن شعارنویسی به‌طور عمده خیابان‌های مرکزی و پرتردد شهر و یا مکان‌هایی بوده که حادثه‌ای در آن رخ داده است. زبان نوشتاری روان و سادۀ دیوارنوشته‌ها که طیف‌های گوناگون جامعه را مورد خطاب قرار داده، نقش کلیدی در شکل‌دهی به گفتمان انقلاب و بسیج افکار عمومی علیۀ رژیم پهلوی داشت، چنانکه نتایج آن در زمستان 1357ش، موجب پیروزی انقلاب اسلامی شد.

چالش‌های حقوقی تجارت بندر بوشهر در دورۀ قاجار با تکیه‌بر اسناد کنسولی بریتانیا (۱۹۱۱–۱۹۱۳م/ ۱۲۹۰–۱۲۹۲ش)

صفحه 81-94

https://doi.org/10.30481/psa.2026.252043

کبری مهدی نسب، فرهاد رستمی قهفرخی

چکیده این مقاله به بررسی چالش‌های حقوقی تجارت در بندر بوشهر در واپسین سال‌های دورۀ قاجار می‌پردازد و تمرکز اصلی آن بر اسناد کنسولی بریتانیا در فاصلۀ ۱۹۱۱-۱۹۱۳م (۱۲۹۰-۱۲۹۲ش) است. مسئلۀ اصلی پژوهش، واکاوی ماهیت اختلافات حقوقی تجاری، نحوۀ مداخلۀ کنسولگری بریتانیا در این دعاوی و تأثیر مناسبات سیاسی زمانه بر شکل‌گیری و محتوای اسناد کنسولی است. روش پژوهش، تاریخی-تحلیلی با رویکرد سندپژوهی و تحلیل کیفی محتواست. جامعۀ آماری پژوهش را اسناد کنسولی بریتانیا در بندر بوشهر تشکیل می‌دهد که در این مقاله، یک سند شاخص سه‌برگی به‌صورت مطالعۀ موردی بررسی شده است. این سند مشتمل بر گزارش‌هایی دربارۀ دعاوی تجاری، اختلافات گمرکی، مطالبات مالی و نحوۀ حمایت کنسولگری از اتباع و منافع بریتانیاست. بررسی محتوای سند نشان می‌دهد که ضعف ساختار حقوقی و قضایی دولت قاجار در بنادر جنوبی، همراه با رقابت‌های سیاسی و اقتصادی قدرت‌های خارجی، به‌ویژه بریتانیا، زمینۀ تولید و کارکرد چنین اسنادی را فراهم کرده است. یافته‌های پژوهش حاکی نشان می‌دهد که اسناد کنسولی افزون بر ارزش اداری و حقوقی، بازتاب‌دهندۀ مناسبات نابرابر قدرت و ابزاری برای اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی در ساختار تجارت بندری ایران بوده‌اند.

سیری در هنرها و صنایع گلپایگان بر مبنای اسناد

صفحه 95-108

https://doi.org/10.30481/psa.2026.558637.1105

میلاد رنجبر، سید حسن قریشی کرین

چکیده شهر گلپایگان یکی از شهرهای مهم فرهنگی-تاریخی ایران است، چنانکه شخصیت‌های فرهنگی و علمی که از این شهر برخواسته و نامدار شده‌اند، دلیل این سخن است. در این مقاله با مراجعه به اسناد، تصویری از این شهر و صنایع‌دستی آن ارائه خواهد شد. در ابتدا مروری اسنادی بر تاریخ معاصر گلپایگان داشته و سپس کاوش می‌شود که در این شهر چندین صنعت ازجمله منبت‌کاری، خاتم‌سازی و فرش‌بافی رشد کرده و حتی در زمینۀ منبت‌کاری در استان اصفهان سرآمد شده است. از خلال اسناد اقدامات و سیاست‌های دولتی در این رابطه پیگیری می‌شود. درنهایت معلوم می‌شود که دولت پهلوی باوجود تلاش‌هایی که در بازاریابی این صنایع می‌نمود، در زمینۀ آموزش و برپایی نمایشگاه چندان توجهی نشان نمی‌داد. به همین دلیل، صنایع‌دستی گلپایگان به‌ویژه منبت، با مشکلاتی مواجه گردید.

تحول مفهوم حجیت در اسناد ایران: از مشروعیت شرعی تا اعتبار قانونی در پرتو تاریخ حقوق و علم آرشیو

صفحه 109-128

https://doi.org/10.30481/psa.2025.555626.1103

محمدرضا امیری نیا

چکیده پژوهش حاضر سیر تاریخی و نهادی مفهوم «اعتبار سند» در ایران را بررسی می‌کند و گذار آن را از مشروعیت شرعی و اعتماد شخصی در محاضر سنتی تا اعتبار قانونی و فناورانه در نظام‌های ثبت و دیجیتال معاصر تبیین می‌نماید. یافته‌ها نشان می‌دهد که اعتبار اسناد در ایران صرفاً محصول قانون‌گذاری نیست، بلکه نتیجه‌ی تداوم فرهنگی و اجتماعی «اعتماد» است که در طول زمان از سطح فردی به نهادی و سپس فناورانه تحول یافته است. در مراحل نخست، مشروعیت اسناد بر پایه‌ی منزلت اخلاقی و دینی علما و معتمدان محلی استوار بود و سند به‌منزله‌ی ابزار اخلاقی و مذهبی اعتماد اجتماعی عمل می‌کرد. با اصلاحات اداری دوره قاجار و تمرکز اقتدار حقوقی در دولت، مشروعیت از حوزه‌ی شخصی و عرفی به ساختار بوروکراتیک انتقال یافت و «اعتماد نهادی» پدید آمد. تصویب قانون ثبت اسناد و املاک در سال ۱۳۱۰ش این تحول را تثبیت کرد و اسناد رسمی را به مبنای قطعیت حقوقی و آرشیوها را به حافظه‌ی نهادی اعتماد بدل ساخت. در عصر دیجیتال، مرحله‌ای تازه با عنوان «اعتماد فناورانه» شکل گرفته است که در آن، مشروعیت از انسان به سامانه و از محضر به پلتفرم منتقل می‌شود. بااین‌حال، بنیان فرهنگی اعتماد – یعنی نیاز انسان به اطمینان اخلاقی – همچنان پابرجاست. این پژوهش با روش توصیفی–تحلیلی و بهره‌گیری از داده‌های تاریخی، فقهی و جامعه‌شناختی نشان می‌دهد که تحول اعتبار اسناد در ایران بازتاب پیوند ماندگار میان مشروعیت، اعتماد و حافظه‌ی نهادی است؛ پیوندی که از محضر سنتی تا بستر دیجیتال امتداد یافته است.